همیشه آنچه را که ما می بینیم واقعا همان هایی نیستند که وجود دارند!

اگر شما از جایی که در مقابل کامپیوتر نشسته اید به این تصاویر نگاه کنید، سمت راست تصویر خانم "آرام" و سمت چپ تصویر آقای "خشمگین" را مشاهده می کنید.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

از روی صندلیتان بلند شوید و هشت قدم به عقب بروید. حال دوباره به تصاویر نگاه کنید. جای آنها عوض خواهد شد!!!
این تصاویر جالب توسط فیلیپ ج. شینز و آد اولیوا از دانشگاه “گلاسگو” ایجاد شده است. آنها نشان می دهند که همیشه آنچه را که ما می بینیم واقعا همان هایی نیستند که وجود دارند. جدای اینکه تصاویر نمایانگر این واقعیت است شیوه ای که این تصاویر جذاب را ایجاد کرده اند نیز بسیار جای تامل دارد.

هیچوقت به یک زن دروغ نگو!

مردی با همسرش تماس گرفت و گفت:"عزیزم ازم خواستن که با رئیس و چنتا از دوستاش برای ماهیگیری به کانادا بریم"

ما به مدت یک هفته اونجا می مونیم.این فرصت خوبیه  تا ارتقای شغلی که منتظرش بودم بگیرم پس لطفا لباس کافی برای یک هفته برام بردار و وسایل ماهیگیریمو هم آماده کن

ما از اداره حرکت می کنیم و من سر راه وسایلم رو از خونه بر می دارم ، راستی اون لباسای راحتی ابریشمی آبی رنگه رو  هم بردار!

زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعیه اما بخاطر این که نشون بده همسر خوبیه دقیقا کارایی رو که همسرش خواسته بود انجام داد

هفته بعد مرده اومد خونه ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود.

همسرش بهش خوش آمد گفت و ازش پرسید ماهی هم گرفتی یا نه ؟

مرد گفت :"آره یه عالمه ماهی قزل آلا،چند تا ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم. اما چرا اون لباس راحتیارو  که گفته بودم واسم  نذاشتی ؟"

زن جواب داد : لباسای راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم!!!

لغات تخصصی پر کاربرد کامپیوتر ( قسمت 1 )

 

 

Active Desktop : قابلیتی از صفحات وب که می تواند در Desktop شما Upload شود.

Alfa : نسخه ای که بعد از نسخه Beta می آید و برنامه کامل و بدون اشکال است و برای کار آماده است.

ACL (Access Control List) : صفت فایل ها و پوشه ها در سیستم فایلی NTFS. این صفت تعیین کننده کاربران مجاز یا غیر مجاز جهت دسترسی به فایل ها و پوشه ها است.

Active Window : پنجره ای است که حالت فعال دارد و در آن می توان کار کرد و بر روی تمامی پنجره ها قرار دارد.

AGP (Advanced Graphics Port) : شیاری است مخصوص کارت های گرافیکی قدرت مند که معمولا رنگ آن قرمز یا قهوه ای است.

Anonymous FTP : نوعی پروتوکل انتقال فایل در اینترنت است که به شما اجازه می دهد تا بتوانید

 به صورت یک کاربر ناشناس به شبکه متصل و فایل خود را بگیرید.

Attributes : (صفت) صفاتی را که می توان به یک فایل داد مثلا Read Only.

Audio CD : یک نوع CD صوتی معمولی که توسط دستگاه پخش CD یا کامپیوتر می توان آن را شنید.

Auditing : فرایند ثبت و ذخیره عملیاتی که در یک کامپیوتر انجام می شود. این فراین در فایل هایی با پسوند .log ذخیره می شوند.

Baud : سرعت انتقال اطلاعت از طریق Modem.

Beta : نسخه ویژه ای از یک نرم افزار یا سیستم عامل به منظور تست شدن و رفع اشکالات آن که برای سازمان و افراد خاصی فرستاده می شود.

Bit : مخفف کلمه Binary Digit است و کوچک ترین واحد شمارش در کامپیوتر است.

Bitmap : یک فرمت گرافیکی است BMP.

 Boot : راه اندازی یک کامپیوتر را Boot می گویند.

Cache : حافظه ای پنهان که در درون CPU قرار دارد و برای افزایش سرعت در رایانه است.

Capture : ذخیره تصاویر به صورت یک فایل در رایانه.

CD-R : مخفف کلمه Recordable Compact Disk است و برای ذخیره اطلاعات برروی یک CD-R است که در این مدل فقط یک بار می توان بر روی CD نوشت.

CD-RW : مخفف کلمه Rewriteable Compact Disk بوده و نوعی از CD ها است که می توان بر روی آن ها چندین بار نوشت.

CD-ROM : دستگاهی است که توانایی خواندن CD ها را دارد و مخفف کلمه Compact Disk Read Only Memory است.

Character : به یک علامت یا یک حرف می گویند.

Chat : برنامه ای است که شما می توانید توسط آن با دیگران به بحث و گفتگو بپردازید.

Client : کامپیوتری را که در یک شبکه از منابع به اشتراک گذاشته شده استفاده می کندد سرویس گیرنده می گوییند.

Clip : قسمتی از یک فیلم و یا فایل صوتی.

Clipboard : قسمتی از حافظه رایانه که اطلاعات به صورت موقت در آن ذخیره می شود. مانند زمانی که داریم یک فایل را کپی می کنیم.

CMOS : حافظه ای که بر روی مادر برد قرار دارد و به وسیله یک باطری کوچک تغذیه می شود.

Connections : برنامه و تنظیماتی که اتصال یک رایانه به اینترنت یا رایانه دیگری را تعریف می کند.

Cookie : فایل کوچکی که توسط وب سایت بر روی رایانه شما ذخیره می شود.

Desktop Icon : به آیکن هایی که بر روی صفحه Desktop موجد است می گویند.

Desktop Theme : مجموعه ای از آیکن ها تصاویر و در مجموع شکل هایی که باعث تغییر کردن محیط ویندوز می شود.

اسرار خواندن فکر دیگران



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


آیا مایلید به افكار كسی كه در كنار دستتان نشسته است پی ببرید ؟ اگر با افراد زیادی مواجه شده باشیم می توانیم بسیاری از افراد را حتی از نوع صحبت كردنشان بشناسیم. اما این شناخت در مواجه حضوری با دانستن بسیاری از حالات ثابت شده در علم روان شناسی بهترین فرهنگ نامه آدم شناسی را برایمان می گشاید. با شناخت بیشتر افراد، ارتباطمان جهت دار می شود و در مدت كوتاهی خواهیم توانست كه به هدف مورد نظر از این آشنایی و ملاقات نزدیك شویم. ایجاد رابطه صحیح باعث رشد عزت نفس در انسان می شود و ارتباط ما با خودمان و اطرافیان تقویت می شود. هر چه بهتر و كامل تر با خود و دیگران ارتباط برقرار كنیم، احساس موفقیت از ایجاد یك ارتباط صحیح و دوستانه ما را زودتر به هدفهایمان می رساند و باعث تعالی افكار و رفتارمان در زندگی می شود.

1. فرد خوددار :


اگر شخصی دستهایش را پشت كمر قفل كند، نشان می دهد كه خود را به شدت كنترل كرده است. در این حالت او سعی دارد خشم یا احساس ناامیدی را از خود دور كند.

2. حالت تدافعی :


اگر انگشتان دستها به بازو گره خورده باشد نشان دهنده حالت تدافعی در برابر حمله ای غیر منتظره و ناگهانی یا بی میلی برای تغییر چهره شخص است. اگر انگشتها مشت شده باشند، حالت بی میلی شدیدتر است.

3. متفكر :


گره كردن دستها به دسته های صندلی نشان می دهد كه شخص سعی دارد احساس خود را مهار كند. اما قفل كردن قوزك پاها به یكدیگر حالت تدافعی است. این حالت بیشتر در مسافران مضطرب هواپیمای هنگام پرواز و فرود آن دیده می شود.

4. دقت :


وقتی شخص انگشت سبابه را روی صورت و بقیه دستش را به صورت گره كرده در پایین صورتش قرار می دهد یعنی كه با دقت است. این حالت نشان می دهد كه شخص بادقت زیاد به صحبت های شما گوش می دهد و یك یك كلمات شما را می سنجد و در چهره او حالتی انتقادی به چشم می خورد.

5. بدگمان :


انگشتهای گره شده زیر چانه و نگاه خیره نشان دهنده حالت تردید و دودلی است. او به صحبت های شما و صحت گفته هایتان تردید می كند. در این حالت ممكن است آرنج روی میز قرار گرفته باشد.

6. بی گناه :


دستهایی كه روی سینه قرار گرفته باشد، بهترین نمونه برای نشان دادن و حالت بی گناهی و درستكاری است. این حالت اثر باقیمانده از شكل سوگند خوردن است كه دست را روی قلب قرار می دهند.

7. مطمئن :


این حالت دستها در مردها نشان می دهد كه به آنچه كه می گویند اعتقاد و اعتماد كامل دارند و در خانمها كمتر دیده می شود. خانمها هنگامی كه دست خود را به كمر می زنند نشان می دهند كه به آنچه می گویند اطمینان دارند.

8. مرموز :

دستهای به هم مشت شده زیر چانه نشان می دهد كه شخص نظریاتش را پنهان می كند و به شما اجازه می دهد به صحبت خود ادامه دهید، تنها هنگامی كه حرفهایتان پایان یافت به شما و نظریات شما حمله خواهد كرد.

9. ظاهر ساز :


او آرام به نظر می رسد اما این آرامش پیش از توفان است. این حالتی است كه بیشتر رؤسا به خود می گیرند تا خود را به گونه ای به زیردستان نزدیك كنند و در عین حال جاذبه آنها نیز كم نشود.

10. آماده و موفق :


قرار دادن پاها روی هر چیز (روی صندلی ، میز ، سكو و...) نشانه حالت مالكیت است و در یك میز گرد تنها رئیس اجازه دارد چنین حالتی داشته باشد و آرامش خود را نشان دهد.

11. اعتماد به نفس :

تكیه زدن به صندلی در حالتی كه دستها پشت سر قفل شده نشان دهنده اعتماد به نفس قوی است. اگر شخصی در این حالت صحبت می كند به گفته های خود اعتماد دارد و اگر به صحبت های شما گوش می دهد به خود زحمت ندهید، او خود همه ماجرا را می داند !

عناصر یک اتاق خواب رمانتیک و ایده آل

ایجاد یک اتاق خواب راحت و رمانتیک به معنای کنار هم قرار دادن اجزا به صورتی است که هم شما و هم همسرتان احساس آرامش و راحتی نمایید. بعضی از این اجزا عبارتند از رنگ، نورپردازی، مبلمان و دکوراسیون. برای ایجاد اتاق خواب رمانتیک به احساسات خود دقت کنید و ایده های مختلف را آزمایش نمایید و به احساسات شریک زندگی خود به این تغییرات نیز توجه نمایید :

دکوراسیون داخلی برای منزل | www.Persian-Star.org

رنگ :
رنگ اثر عمیق و موثری بر ذهن شما دارد. حتی نگاه کردن به رنگها احساسات متفاوتی را ایجاد می کند، بنابراین در انتخاب رنگ برای اتاق خوابتان حساس باشید. قرمز رنگ عاشقانه و رویایی می باشد. استفاده از روتختی یا کوسن های قرمز در اتاق خواب به ایجاد محیط عاشقانه کمک می کند. البته اگر انسان عصبی مزاجی هستید از رنگ قرمز دوری کنید چون علاوه بر عشق، قرمز تحریک کننده عصبانیت نیز می باشد.

سبز و آبی، رنگهای خودمانی و آرامش بخشی هستند و در اتاق خواب ایجاد حس راحتی می نمایند. سبز رنگ سنتی ازدواج و باروری است. رنگ هایی که چندان مناسب یک اتاق خواب رمانتیک نمی باشند عبارتند از : سفید، خاکستری، صورتی و زرد. البته استفاده از آنها در بعضی وسائل موردی ندارد اما به عنوان رنگ اصلی ایده جالبی نمی باشند. سفید و خاکستری رنگ های بسیار ساده ای هستند و نوعی احساس خلسه و بی حالی ایجاد می کنند رنگ زرد به مقدار زیاد، چشم را اذیت کرده و حس عصبانیت را برمی انگیزد. رنگ صورتی باعث آرامش و شادیست اما در نظر عموم این رنگ بسیار دخترانه است و ممکن است مرد از این موضوع احساس نارضایتی کند.

نورپردازی :

نورپردازی یک راه سریع برای ایجاد احساسات در یک اتاق است. نورپردازی های درخشان و روشن اتاق را شاداب کرده و در فرد احساس شور و شادی ایجاد می کند اما اگر هدف شما ایجاد یک اتاق رمانتیک و خصوصی است استفاده از نورهای تیره مناسب تر می باشد. یکی از راحت ترین راه ها استفاده از چراغهای رنگی به رنگهای تیره است. بعضی از این چراغها قابلیت تغییر رنگ دارند و می توانید هر زمان رنگ دلخواه را امتحان کنید.

می توانید از اباژورها و چراغ های تزیینی به رنگ های مختلف در اتاق استفاده نمایید. بهترین گزینه رنگ های قرمز و سیاه می باشد. دقت کنید که نور سبز یا آبی اثر جالبی ندارد و حالت بیماری را القا می کند. در صورت تمایل به استفاده از این رنگ ها سعی کنید آنها را در کنار مجموعه ای از رنگ های دیگر به کار ببرید. استفاده از شمع های رنگی و معطر نیز ایده خوبی می باشد.

مبلمان:

مهم ترین وسیله در اتاق خواب همان تخت خواب می باشد. در یک اتاق خواب رمانتیک نقش این وسیله مشخص تر نیز خواهد بود. تخت باید زیبا و راحت باشد. به تخت به چشم بوم نقشی نگاه کنید که با کوسن ها، ملافه ها و تشک ها در حال نقاشی آن هستید. استفاده از پارچه های اطلسی یا ابریشمی ایده خوبی خواهد بود. از تشک های کوتاه تر استفاده کنید و در اطراف تخت میزهای کوچک زیبا بگذارید و وسائل بزرگ مانند کمد را چشبیده به دیوار قرار دهید. استفاده از سایبان برای تخت نیز ایده جالب و جذابی است.

دکوراسیون:

برای ایجاد یک اتاق خواب رمانتیک در انتخاب وسائل دقت نمایید. تمام وسائل انتخابی باید زیبا و جذاب باشند. استفاده از بعضی آثار هنری اتاق عاشقانه ای را ایجاد خواهد نمود. دیدن مناظر طبیعی و یا پرتره ها و تصویرهای انسانی جذاب و یا مجسمه های خوش فرم احساس خوبی را ایجاد خواهد نمود. از مناظر تخیلی و ناخوشایند بپرهیزید.


6 اختراعی که باید از آنها ترسید!

ما در عصری زندگی می‌کنیم که هر روز خبری از یک اختراع یا اکتشاف مهم می‌شنویم و همگی این اختراعات برای مقاصد بشردوستانه طراحی شده‌اند اما باید از روزی ترسید که این اختراعات در مسیر غلط به کار گرفته شوند. امیدواریم این یادداشت باعث ترس شما نشود:

1. بمب اتم
نخستین بمب اتمی، بمبی پلوتونیومی (از نوع شکافتی) بود و در سال ۱۹۴۵میلادی در جریان جنگ جهانی دوم در آمریکا ساخته و در شانزدهم ژوئیهٔ ۱۹۴۵میلادی و در صحرای "آلاموگوردو" در "نیومکزیکو" آمریکا آزمایش شد. آمریکا تنها کشوری است که از بمب اتمی (شکافتی‌-‌ اورانیومی) در هیروشیما و (شکافتی‌– پلوتونیومی) در ناکازاگی استفاده نظامی کرده است. شوروی نیز به عنوان ابرقدرت شرق در سال ۱۹۴۹ دارای بمب اتمی شد. همیشه ترس ار بمب اتمی گریبانگیر بشر بوده و جنگ سرد بین دولت‌ها بر سر این بمب ادامه دارد که همگی امیدواریم این سلاح از روی زمین محو شود.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


2. ربات

ربات یا روبوت دستگاهی مکانیکی برای انجام وظایف گوناگون است. یک ماشین که می‌تواند برای عمل به دستورات گوناگون برنامه‌ریزی شود و یا یک سری کارهای ویژه انجام دهد. به ویژه آن دسته از کارها که فراتر از توانایی‌های طبیعی و سرشتی بشر باشند. ما حتی روبات باعواطف نیز داریم اما این نکته قابل ذکر است که تعداد ربات‌ها از تعداد نوع انسان بسیار کمتر است ولی‌ باید از روزی نگران بود که ‌ربات‌ها بیشتر از نوع بشر شوند. فیلم‌های "ماتریکس" و "نابودگر" را به یاد آورید سینما اگرچه یک نشانه است اما همیشه خطر جنگ با روبات‌ها را یادآوری کرده است.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


3. مهندسی ژنتیک

مهندسی ژنتیک، به مجموعه روش‌هایی گفته می‌شود که به منظور جداسازی، خالص‌سازی، وارد کردن و بیان یک ژن خاص در یک میزبان بکار می‌روند و نهایتا منجر به بروز یک صفت خاص و یا تولید محصول مورد نظر در جاندار میزبان می‌شود. این علم ترسناک که قابلیت تلفیق ژن‌های مختلف و تولید انواع موجودات عجیب و غریب را نیز دارد ممکن است سربازان شکست‌ناپذیر و مورچه‌های عظیم الجثه را تولید کند.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


4. بیوتکنولوژی (زیست فناوری)

زیست‎فناوری را در یک تعریف کلی به کارگیری اندامگان یا ارگانیسم یا فرایندهای زیستی در صنایع تولیدی یا خدماتی دانسته‌اند و فنونی که از موجودات زنده برای ساخت یا تغییر محصولات، ارتقا کیفی گیاهان یا حیوانات و تغییر صفات میکروارگانیسم‎ها برای کاربردهای ویژه استفاده می‌کند. همگان خاطره ذرت‌های بیوتکنولوژی را به خاطر دارند که موجب چه فاجعه‌ای در آمریکا و مرگ صدها نفر شد.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


5. شتاب دهنده ذرات

دستگاهی است که در آن ذرّات باردار (مانند: ذرات بنیادی، هسته اتم‌ها یا اتم‌های یونیزه شده، مولکول‌ها یا قسمت‌های مولکول) به وسیله میدان‌های الکتریکی یا مغناطیسی تا سرعت‌های بسیار زیادی شتاب‌داده می‌شوند. به طوری که سرعت بسیاری از آنها، حتی تا نزدیکی‌های سرعت نور می‌رسد. انرژی جنبشی ذره در این حالت به این ترتیب، به اندازه چندین برابر انرژی در حال سکون آن می‌باشد. این فناوری یکی از منابع انرژی در جهان آینده خواهد بود. تا اینجای کار خوب است اما اگر این انرژی از کنترل خارج شود می‌تواند موجب خسران بزرگی شود.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


6. فناوری نانو

در واقع نانوفناوری فهم و به کارگیری خواص جدیدی از مواد و سیستم‌هایی در این ابعاد است که اثرات فیزیکی جدیدی، عمدتا متاثر از غلبه خواص کوانتومی بر خواص کلاسیک، از خود نشان می‌دهند.
فناوری نانو کاربردهای گسترده‌ای در دانش‌های گوناگون دارد که از موارد مهم آن می‌توان به کاربردهایش در پزشکی برای ساخت داروهای بدون اثرهای جانبی اشاره کرد که تنها بر یک بافت ویژه تاثیر می‌گذارند. از انواع کاربردها می‌توان در ساخت نانو جوراب‌ها، نانو لوله‌های کربنی و … اشاره کرد و اگر این تکنولوژی در خدمت تولید یک دارو و یا ویروس سیاه بر ضد بشریت به کار گرفته شود باید واقعا از این اختراع ترسید.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


برگرفته از : موسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران
 

آیا میدانید چرا از کلمه استکان استفاده میکنیم ؟! ...

در زمان های قدیم هنگامیکه هندو ها با کشور های عربی مراوده تجاری داشتند
برای نوشیدن چای به همراه خود پیاله هایی را به این کشور ها خصوصا عراق
و شام قدیم آوردند که در آن کشور ها به بیاله معروف شد.پس از آن اروپاییانی که
برای تجارت به کشورهای عربی سفر میکردند چون در کشورشان از فنجان برای
نوشیدن چای یا قهوه استفاده میکردند هنگام بازگشت به کشورشان این پیاله ها را
به عنوان یادگاری میبردند و آن را East Tea Can مینامیدند یعنی یک ظرف چای شرقی
به تدریج این کلمه به کشور های شرقی بازگشت و در آنجا متداول شد
.

یاد اون روزها بخیر ! ...

ياد اون روزها بخير.
وقتى من بچه بودم، مادرم يک تومن به من مى‌داد و مرا به فروشگاه مى‌فرستاد.
من با ٣ کيلو سيب‌زمينى، دو بسته نان، سه پاکت شير، يک کيلو پنير، يک بسته چاى و دوازده تا تخم‌مرغ به خانه برمى‌گشتم.

اما الان ديگه از اين خبرها نيست.
همه جا توى فروشگاه‌ها دوربين گذاشته‌اند !!!

داستان دو شهر

مسافری نزدیک شهر بزرگی از زنی که کنار جاده نشسته بود، پرسید: مردم این شهر چگونه اند؟ زن گفت: مردم شهری که از آن آمده ای چگونه بودند؟ مسافر پاسخ داد: بسیار بد، غیر قابل اعتماد و از هر نظر نفرت انگیز. زن گفت: مردم این شهر نیز چنین اند.
هنوز مسافر اول نرفته بود که مسافر دیگری از همان شهر رسید، و راجع به مردم آن شهر سوال کرد. باز هم زن در مورد مردم شهری که مسافر از آن جا آمده بود، سوال کرد. مسافر دوم گفت: آن ها مردم خوبی بودند. راستگو، سخت کوش و بسیار بخشنده. از این که آنجا را ترک کردم، غمگینم. زن خردمند پاسخ داد: پس آنها را در شهری که پیش رو داری، باز هم خواهی یافت.

کاسه چوبی

 پيرمردي تصميم گرفت تا با پسر، عروس و نوه چهار ساله خود زندگي کند. دستان پيرمرد مي لرزيد. چشمانش خوب نمي ديد و به سختي مي توانست راه برود. هنگام خوردن شام، غذايش را روي ميز ريخت و ليواني را بر زمين انداخت و شکست. پسر و عروس از اين کثيف کاري پيرمرد ناراحت شدند: بايد درباره پدربزرگ کاري بکنيم، و گرنه تمام خانه را به هم ميريزد. آنها يک ميز کوچک در گوشه اتاق قرار دادند و پدربزرگ مجبور شد به تنهايي آنجاغذا بخورد. بعد از اينکه يک بشقاب از دست پدربزرگ افتاد و شکست، ديگر مجبور بودغذايش را در کاسه چوبي بخورد.
هروقت هم خانواده او را سرزنش مي کردند، پدربزرگ فقط اشک مي ريخت و هيچ نمي گفت. يک روز عصر، قبل از شام، پدر متـوجه پسر چهـارساله خود شد که داشت با چند تکـه چوب بـازي مي کرد. پدر رو به او کرد و گفت: پسرم، داري چي درست مي کني؟
پسر با شيرين زباني گفت: دارم براي تو و مامان کاسه هاي چوبي درست مي کنم، که وقتي پير شديد، در آنها غذا بخوريد! و تبسمي کرد و به کارش ادامه داد.
از آن روز به بعد همه خانواده با هم سر يک ميز غذا مي خوردند.

زیباترین وصیت نامه

زیباترین وصیت نامه

 

http://www.ir4u.ir/dl2/uploads/zibatarin%20vasiiatname.jpg

 

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.
روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.
در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.
از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش میطلبم.
به مرده شوی بگویید مرا با چوبک بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم.
چون تمام آرزوهایم را به گور میبرم، سعی کنید قبر مرا بزرگ بسازید که جای جسدم باشد .

نشان

 راهبی کنار جاده نشسته بود و با چشمان بسته در حال تفکر بود.
ناگهان تمرکزش با صدای گوش خراش یک جنگجوی سامورایی به هم خورد: «پیرمرد، بهشت و جهنم را به من نشان بده!» راهب به سامورایی نگاهی کرد و لبخندی زد. سامورایی از این که می دید راهب بی توجه به شمشیرش فقط به او لبخند می زند، برآشفته شد، شمشیرش را بالا برد تا گردن راهب را بزند!
راهب به آرامی گفت:« خشم تو نشانه ای از جهنم است.»
سامورایی با این حرف آرام شد، نگاهی به چهره راهب انداخت و به او لبخند زد.
آنگاه راهب گفت: «این هم نشانه بهشت!»

فرشته‌ نبود، بال‌ هم‌ نداشت

فرشته‌ نبود. بال‌ هم‌ نداشت. رويين‌تن‌ نبود و پيكر پولادي‌ نداشت. نه مادرش‌ الهه ‌اي‌ افسانه‌اي‌ بود و نه پدرش‌ نيم‌ خدايي‌ اسطوره‌اي. او انسان‌ بود. انسان. و همين‌جا زندگي‌ مي‌كرد. روي‌ همين‌ زمين‌ و زير همين ‌آسمان... شبها همين‌ ستاره‌ها را مي‌ديد و صبح‌ها همين‌ خورشيد را. انسان‌بود، راه‌ مي‌رفت‌ و نفس‌ مي‌كشيد. مي‌خوابيد و بلند مي‌شد. گرسنه‌ مي‌شد و غذا مي‌خورد. غمگين‌ مي‌شد و شاد مي‌شد. مي‌جنگيد و پيروز مي‌شد. زخم‌ هم‌ برمي‌داشت. شكست‌ هم‌ مي‌خورد. مثل‌ من، مثل‌ تو، مثل‌ همه.
فرشته‌ نبود، بال‌ هم‌نداشت. انسان‌ بود. با همين‌ وسوسه‌ها. با همين‌ دردها و رنج‌ها. با همين‌تنهايي‌ها و غربت‌ها. با همين‌ ترديدها و تلخي‌ها. انسان‌ بود. ساده‌ مردي‌ اُمي. نه‌ تاجي‌ و نه‌ تختي. نه‌ سربازاني‌ تا بن‌ دندان‌ مسلح‌ و نه‌ قصر و بارويي‌ سربه‌ فلك‌ كشيده. آزارش‌ به‌ هيچ‌ كس‌ نرسيد و جوري‌ نكرد و هيچ‌ از آنها نخواست‌ و جز راستي‌ نگفت. اما او را تاب‌ نمي‌آوردند. رنجش‌ مي‌دادند و آزارش‌ مي‌رساندند. دروغگويش‌ مي‌خواندند. شعبده‌باز و شاعرش‌ مي‌گفتند. و به‌ خدعه‌ و به‌ نيرنگ‌ پشت‌ به‌ پشت‌ هم‌ مي‌دادند و كمر به‌ نابوديش‌ مي‌بستند. اما مگر او چه‌ كرده‌ بود؟ جز آن‌ كه‌ گفته‌ بود، خدا يكي‌ است‌ و از پس‌ اين‌ جهان، جهان‌ ديگري‌ است‌ و آدميان‌ در گرو كرده‌ خويشند. مگر چه‌ كرده‌ بود؟ جز آن‌ كه‌ راه ‌را، راه‌ رستگاري‌ را نشانشان‌ داده‌ بود. اما تابش‌ را نمي‌آوردند. زيرا كه ‌بت‌ بودند، بت‌ساز، بت‌ شيفته، بت‌ انگار و بت‌ كردار.
فرشته‌ نبود. بال‌ هم‌ نداشت. و معجزه‌اش‌ اين‌ نبود كه‌ ماه‌ را شكافت. معجزه‌اش‌ اين‌ نبود كه ‌به‌ آسمان‌ رفت. معجزه‌اش‌ اين‌ بود كه‌ از آسمان‌ به‌ زمين‌ برگشت. او كه‌ بامعراجش‌ تا ته‌ته‌ آسمان‌ رفته‌ بود مي‌توانست‌ برنگردد، مي‌توانست. اما برگشت. بازهم‌ روي‌ همين‌ خاك‌ و باز هم‌ ميان‌ همين‌ مردم.
و زمين‌ هنوز به‌عشق‌ گام‌هاي‌ اوست‌ كه‌ مي‌چرخد. و بهار هنوز به‌ بوي‌ اوست‌ كه‌ سبز مي‌شود. و خورشيد هنوز به‌ نور اوست‌ كه‌ مي‌تابد. به‌ ياد آن‌ انسان...
انساني‌ كه‌فرشته‌ نبود و بال‌ هم‌ نداشت...

هــــنــــر استفاده از سایه ها !

به این میگن هنر :

http://www.redlink1.com/mydocs/group/48/02.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/group/48/03.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/group/48/04.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/group/48/05.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/group/48/06.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/group/48/07.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/group/48/08.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/group/48/09.jpg
http://www.redlink1.com/mydocs/group/48/10.jpg

در راهروی بیمارستان ... !

مردی جوان در راهروي بيمارستان ايستاده، نگران و مضطرب.
در انتهای کادر در بزرگي ديده مي شود با تابلوی "اتاق عمل".

چند لحظه بعد در اتاق باز و دکتر جراح با لباس سبز رنگ از آن خارج مي شود.
مرد نفسش را در سينه حبس مي کند.
دکتر به سمت او مي رود.
مرد با چهره ای آشفته به او نگاه می کند.

دکتر: واقعاً متاسفم، ما تمام تلاش خودمون رو کرديم تا همسرتون رو نجات بديم.
اما به علت شدت ضربه نخاع قطع شده و همسرتون براي هميشه فلج شده.
ما ناچار شديم هر دو پا رو قطع کنيم، چشم چپ رو هم تخليه کرديم ...
بايد تا آخر عمر ازش پرستاري کنی، با لوله مخصوص بهش غذا بدی
روي تخت جابجاش کنی، حمومش کنی، زيرش رو تميز کنی و باهاش صحبت کنی ...
اون حتی نمی تونه حرف بزنه، چون حنجره اش آسيب ديده ...

با شنيدن صحبت های دکتر به تدريج بدن مرد شل می شود، به ديوار تکيه می دهد.
سرش گيج می رود و چشمانش سياهی می رود.

با ديدن اين عکس العمل، دکتر لبخندی می زند و دستش را روی شانه مرد می گذارد.
دکتر: هه ! شوخی کردم ... زنت همون اولش مُرد !!!!!