آیا میدانستید ؟ !


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آیا میدانستید که بیماری قند اولین عامل کوری در مردم جهان است ؟

آیا میدانستید که شیرینی تنها مزه ای است که جنین در رحم مادر هم می فهمد ؟

آیا میدانستید که زنبور عسل ۵ چشم دارد که ۲ تا اصلی در بغل سر و ۳ تا بر روی سر اون قرار داره ؟

آیا میدانستید که بیست درصد آب شیرین جهان میان آمریکا و کانادا قرار دارد ؟

آیا میدانستید که مورچه در مایکروویو زنده میماند ؟

آیا میدانستید که خوردن ۱ سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود ؟

آیا میدانستید که کره زمین از ۱۰۲ عنصر بوجود آمده و این ۱۰۲ عنصر در بدن انسان وجود دارد ؟

آیا میدانستید که در هر ثانیه ۵۰۰۰ بیلیون بیلیون الکترون به صفحه TV برخورد میکند تا تصویر را ایجاد کند ؟

آیا میدانستید که تعداد چینی‌های که انگلیسی بلدند، از آمریکایی‌های که انگلیسی بلدند، بیشتر است ؟

آیا میدانستید که گرمترین نقطه جهان نقطه ای بنام گندم بریان در کویر لوت ایران با ۷۵ درجه گرما می باشد ؟

آیا میدانستید که استرس تا ۵ برابر سیستم ایمنی بدن را پایین میآورد ؟

آیا میدانستید که حس بویایی خرس تقریبا صد برابر قوی تر از انسان است ؟

آیا میدانستید که دود سیگار موجود در محیط بیشتر از مصرف مواد قندی در پوسیدگی دندانهای کودکان نقش دارد ؟

آیا میدانستید که پروانه ها، چشم های مرکب دارند که تعداد آنها گاهی به هیجده هزار می رسد ؟

آیا میدانستید که در برج ایفل دو میلیون و نیم پیچ به کار رفته است ؟

آیا میدانستید که طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار کیلومتر است ؟

آیا میدانستید که زیباترین مجسمه تاریخ ایران مجسمه برنزی نادر شاه افشار است ؟

آیا میدانستید که حس بویایی انسان قادر به دریافت و تشخیص ده هزار بوی متفاوت است ؟

آیا میدانستید که کشور ایران هفدهمین کشور وسیع دنیاست ؟

آیا میدانستید که مرد در قیاس با زن مى‌تواند حروف ریزترى را بخوانند ولی شنوایى زن بهتر از مرد است ؟

آیا میدانستید که مروارید در سرکه حل می شود ؟

آیا میدانستید که یک پنجم اکسیژنی که مصرف می کنیم توسط مغز مصرف می شود ؟

آیا میدانستید که انسانی با عمر متوسط بیش از ۱۶۳ میلیون لیتر هوا استنشاق می کند ؟

آیا میدانستید که تعداد دهانه های آتشفشان سطح مریخ چهار برابر ماه است ؟

آیا میدانستید که بیش از ۱۵ هزار نوع برنج وجود دارد ؟

آیا میدانستید که پر مصرف ترین دارو در جهان قرص آرام بخش "والیوم" است ؟

آیا میدانستید که سی برابر مردمی که امروزه بر سطح زمین زندگی می کنند، در زیر خاک مدفون شده اند ؟

آیا میدانستید که در یك سانتی متر از پوست شما 12 متر عصب و 4 متر رگ و مویرگ وجود دارد ؟

آیا میدانستید که رشد كودك در بهار بیشتر است ؟

آیا میدانستید که برای اخم کردن باید 43 ماهیچه را به کار گیرید ولی برای لبخند زدن تنها حدود 17 ماهیچه به کار می افتد ؟

آیا میدانستید که هر دو هزار اخم، یک چروک بر روی صورت ایجاد می کند ؟

آیا میدانستید که در هر سال، یک انسان در حدود 6 میلیون و دویست و پنج هزار بار پلک می زند ؟

آیا میدانستید که یک انسان عادی روزانه یک لیتر بزاق دهان ترشح می کند که میزان آن در طول کل عمر او به 10 هزار گالن خواهد رسید ؟

آیا میدانستید که قلب یک انسان معمولی در بازه عمر او در حدود 3 هزار میلیون بار می تپد و 48 میلیون گالن خون را به رگ ها پمپاژ می نماید ؟

آیا میدانستید که اسب‌ها در مقابل گاز اشك آور مصون‌اند ؟

آیا میدانستید که مساحت دریاچه ارومیه 6 هزار كیلومتر مربع و عمیق‌ترین جای آن 14 متر است ؟

آیا میدانستید که نعناع سكسكه و تنگی نفس را شفا می‌دهد ؟

آیا میدانستید که در یک بوسه یک دقیقه ای 26 کالری سوخته می شود ؟

آیا میدانستید که افراد باهوش داراى روى و مس بیشترى در موهایشان هستند ؟

آیا میدانستید که جوانترین پدر و مادر جهان یک زوج ۸ و ۹ ساله بودند ؟

آیا میدانستید که نخستین رمانى که توسط ماشین تایپ نوشته شد، تام سایر بود ؟

آیا میدانستید که ایرانی ها روزانه بطور متوسط حتی نصف استکان هم شیر نـمیخورند ؟

آیا میدانستید که بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب میباشد ؟

آیا میدانستید که ایرانیان در آمریکا فرهیخته ترین افراد جامعه آمریکا هستند ؟

آیا میدانستید که مورچه ها هم شمردن بلدند و قدم هایشان را برای مسیر یابی میشمارند ؟

آیا میدانستید که مصرف زغال اخته از تنگی عروق خون جلوگیری میکند ؟

آیا میدانستید که در امریکا پول از کاغذ درست نشده بلکه از کتان ساخته شده است ؟

آیا میدانستید که والت دیسنی از موش می ترسید ؟

آیا میدانستید که عمر سنجاقكها تنها 24 ساعت می باشد ؟

آیا میدانستید که سردترین نقطه بدن کف پا و با دمای 3 درجه سانتیگراد است ؟

آیا میدانستید که جنین انسان میتواند بعد از هفته هفدهم خواب ببیند ؟

آیا میدانستید که قدرت بینایی جغد 82 برابر قدرت بینایی انسان است ؟

آیا میدانستید که اگر انسان 15 درصد آب بدن خود را از دست بدهد ممکن است بمیرد ؟

آیا میدانستید که شانس شبیه بودن دو اثر انگشت، یک به 64 میلیارد است ؟

آیا میدانستید که تنها حیوانی که نمی‌تواند شنا کند، شتر است ؟

آیا میدانستید که شیشه در ظاهر جامد به نظر می‌رسد ولی در واقع مایعی است که بسیار کند حرکت می‌کند ؟

آیا میدانستید که هر عنکبوت تار مخصوص به خود را دارد و تارهای آنها هرگز شبیه به هم نیستند ؟

آیا میدانستید که مار ناشنواست و به وسیله ارتعاشات دریافتی از زمین میتواند محیط اطراف خود را درک کند ؟

آیا میدانستید که نظیر اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است ؟

آیا میدانستید که چرا با وجود شور بودن اشک چشم، چشم ما هنگام گریه کردن نمی‌سوزد ؟


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

جالب است که وقتی کمی از آب شور دریا به چشم ما می‌خورد، چشممان می‌سوزد، اما هنگام گریه این طور نمی‌شود. دلیل این اتقاق یک اصل علمی طبیعت است:

وقتی دو مایع مقدار نمک یا به اصطلاح شوری یکسان نداشته باشند، به محض اینکه با یکدیگر برخورد می‌کنند، مایعی که نمکش کمتر است سعی می‌کند به طرف مایعی که نمک بیشتری دارد حرکت کند.
آب دریا حدود شش برابر شورتر از آب موجود در سلول‌های چشم‌ ماست. وقتی آب شور دریا به چشم ما می‌خورد، آب درون سلول‌های چشم به طرف آب شور دریا حرکت و به بیرون تراوش می‌کنند. بنابراین سلول‌های چشم خشک می‌شوند و ما احساس سوزش چشم می‌کنیم. اما هنگام گریستن این اتفاق نمی‌افتد، چون مقدار نمک اشک، درست به اندازه نمک آب سلو‌ل‌های چشم است و آب درون سلو‌ل‌ها سر جایشان باقی می‌مانند و چشم ما دچار سوزش نمی‌شود.

نوشیدن زیاد چای و خطر تضعیف استخوانها


مجله پزشکی - ویژه گروه اینترنتی پرشین استار

نوشیدن چای به ویژه انواع چای سیاه و چای چینی اولانگ (بین سبز و سیاه) به مدت طولانی می تواند به دلیل داشتن فلورین سمی، موجب تضعیف استخوانها شود.

به گزارش ایندیا تایم، محققان موسسه سلامت تویاما در ژاپن از وجود این ماده شیمیایی در نوشیدنی هایی مانند چای اولانگ و چای سیاه خبر دادند. نتایج این تحقیقات در نشست انجمن ژاپنی تحقیقات زیست پزشکی که اخیرا در توکیو برگزار شد، منتشر گردیده است.

پژوهشگران تایید کردند که غلظت فلورین در چای از حد استاندارد این ماده در آب لوله کشی بالاتر است. به گفته آنها در ۷۰ درصد از ۱۳۰ نمونه بررسی شده این موضوع به تایید رسیده است. هیچ معیاری برای میزان فلورین در چای سبز سیاه و اولانگ وجود ندارد، اما برای آب لوله کشی و آب صنعتی این میزان کمتر از ۸/۰ میلیگرم در لیتر و برای آب معدنی نیز زیر دو میلیگرم در لیتر است.

پژوهشگران با انجام تحقیقاتی بر روی ساکنان منطقه ای در چین دریافتند استخوانهای افرادی که به مدت طولانی آب و نوشیدنی های حاوی مقادیر زیادی فلورین می نوشند مستعد شکستگی است. به گفته دانشمندان این افراد در معرض خطر فوری قرار ندارد؛ با این حال بهتر است برای چای نیز استانداردی تهیه و اعلام شود.

مصرف عسل و دنیایی از فایده ها


مجله پزشکی - ویژه گروه اینترنتی پرشین استار

عسل یک واژه عربی است که در فارسی آن را انگبین می‌گویند و عبارت است از شهد گل‌ها که زنبور عسل توسط خرطوم کوچک خود آن را مکیده و از راه دهان به کیسه بسیار کوچک خود موسوم به کیسه عسلی وارد می‌کند. وقتی میزان شهد جمع‌آوری شده به حدود "۴۰″ میلی‌گرم رسید، گل‌ها را رها کرده و به سمت کندو پرواز می‌کند. جالب اینکه برای تهیه یک کیلو عسل، زنبور باید شهد "۲۰″ میلیون گل را جمع و به کندو حمل کند. جالب‌تر این است که زنبور عسل خاصیت ثابت گلی دارد، یعنی تا وقتی که مشغول جمع آوری شهد یک گل است، روی سایر گل‌ها نمی‌نشیند.

خواص و مواد موجود در عسل:


عسل از قدیمی ترین و نخستین شیرین کننده هایی است که انسان استفاده کرده است و شامل قندهایی چون گلوکز، فروکتوز، مواد معدنی همچون منیزیم، پتاسیم، کلسیم، کلریدسدیم، گوگرد، آهن و فسفات است. در ضمن اینکه ویتامین هایی همچون B1 ، B2 ، B6 ، B3 ، B5 و C نیز براساس کیفیت و نوع عسل به نسبت های متفاوت در آن دیده می شود. علاوه بر موارد ذکر شده در حد کمی مس، ید و روی نیز در عسل وجود دارد.

زنبور عسل پیش از رسیدن به کندو در بین راه مقداری از آب شهد را جذب می‌کند و چون شهد گل‌ها حاوی "۵۰″ تا "۸۰″ درصد آب است،‌ با این عمل میزان رطوبت عسل را به حدود ۱۷ تا حداکثر ۲۵ درصد می‌رساند، یعنی حدودا از هر سه گرم شهدی که زنبور عسل به کندو می‌آورد، یک گرم عسل به دست می‌آید. البته عسل مناطق شمالی کشور به علت بالا بودن رطوبت هوا از آب بیشتری برخوردار است و لذا آبکی می‌باشد، ولی عسل مناطق کوهستانی از آب کمتری برخوردار می‌باشد. زنبور عسل نوعی از آنزیم دیاستاز به نام انورتاز را نیز به شهد اضافه می‌کند که این آنزیم به همراه مواد قندی و نشاسته‌ای که چهار پنجم وزن عسل را تشکیل می‌دهند، عامل اصلی متبلور شدن یا شکرک ‌زدن عسل به شمار می‌روند.

لذا این باور که عسل غیرطبیعی شکرک می‌زند صحیح نیست، بلکه دلیل متبلور شدن و رسوب دادن عسل طبیعی وجود دیاستاز و همچنین کربوهیدرات ها می‌باشد. دیاستاز، ‌ذرات خیلی ریز عسل را به خود جذب کرده و باعث ته‌نشین شدن آن می‌شود. مقدار گلوکز عسل هر چه بیشتر باشد، زودتر متبلور و ته‌نشین می‌شود. این خاصیت فقط در عسل‌های طبیعی و غیرتقلبی دیده می‌شود، زیرا تنها عسل‌های طبیعی حاوی دیاستاز هستند. مدت زمان شکرک زدن یا متبلور شدن عسل بسته به نوع گل متفاوت است و حتی در مورد عسل اقاقیا به چهار سال هم می‌رسد. در کشورهای اروپایی عسل سفت شده و متبلور شده را بیشتر می‌پسندند. هر ۱۰۰ گرم عسل ۳۳۰ کیلوکالری انرژی تولید می‌کند. لذا عسل، غذایی مقوی و انرژی‌زاست و به کمک دیاستازهایش چربی‌های اطراف قلب را آب می‌کند. به همین دلیل مصرف آن به سالخوردگان و بیماران قلبی توصیه می‌شود.

:: ویژگی های منحصر به فرد عسل:


1. به راحتی هضم می شود: مولکول های قند موجود در آن می توانند به راحتی به سایر قندها تبدیل شوند، به همین جهت حتی حساس ترین معده ها نیز می تواند آن را به سادگی هضم کند.
2. منبع بسیار خوبی از آنتی اکسیدان است: نقش بزرگی در جلوگیری از سرطان و همچنین بیماریهای قلبی دارد.
3. سطح کالری آن پایین است: در مقایسه با سایر مواد قندی ۴۰% کمتر کالری دارد، هرچند انرژی آن بسیار بالاست، اما به وزن بدن شخص اضافه نمی کند.
4. به سرعت در خون پخش می شود: وقتی با میزان مناسبی آب مخلوط شود. پس از ۷ دقیقه در جریان خون پخش می شود و با آزادسازی ملکول قند به عملکرد بهتر مغز که اصلی ترین مصرف کننده قند در بدن است، کمک می کند و مانع بروز خستگی می شود.
5. در سلامت و ساخت عوامل خونی مؤثر است: بخش مهمی از انرژی مورد نیاز برای این مورد تأمین می کند، به علاوه باعث تمیز شدن خون می شود.

:: دارچین و عسل را با هم بخورید :


مخلوط عسل و دارچین درمان کننده بسیاری از بیماری ها در زمان قدیم و حال می باشد. امروزه دانشمندان بر این عقیده هستند که عسل با وجودی که شیرین است، اما اگر در مقدار معین مصرف شود حتی برای بیماران دیابتی هم مضر نمی باشد. مجله معروفی در کانادا به نام Weekly World تعداد ۹۵ نوع بیماری که توسط عسل و دارچین درمان شده اند را نام برده است.

برنامه غذایی روزه داران در ماه مبارك رمضان


مجله پزشکی - ویژه گروه اینترنتی پرشین استار

اصل كلی برای پیروی از برنامه های غذایی صحیح، مصرف غذاهای متنوع است. رعایت این مسئله در طول ماه مبارك رمضان نیز بسیار حائز اهمیت است. مسئله قابل توجه این است كه بر خلاف تصور عموم، نیازی نیست كه در این ماه حجم زیادی از غذا را در وعده های افطار و سحر مصرف كنید.
در طول ماه رمضان میزان سوخت و ساز بدن شما كاهش می یابد و ساز و كارهای تنظیم كننده شروع به فعالیت می كنند. مهم ترین ساز و كار فعال، سوخت چربی بدن است كه می تواند میزان كلسترول خون را كنترل كند و بهمین دلیل نیازی به مصرف غذاهای پركالری نیست.
برنامه غذایی را باید طوری تنظیم كنید كه دچار كاهش یا افزایش وزن نشوید. البته باید توجه كنید برای افرادی كه اضافه وزن دارند، این ماه بهترین فرصت برای پیروی از غذاهای سبك و كم كالری و در نتیجه كاهش وزن است. برنامه غذایی شما در ماه مبارك رمضان باید به گونه ای باشد كه تمام گروه های غذایی به صورت زیر مصرف شوند:

1. نان وغلات:

این گروه شامل انوع نان، سیب زمینی و ماكارونی است كه منابع خوبی از انرژی، مواد حاوی نشاسته، پروتئین، املاح و فیبر هستند. توصیه می شود از نان های كامل مانند نان سنگك و جو، كه منابع خوب فیبر هستند، استفاده كنید.

2. شیر و لبنیات:

این گروه شامل شیر، ماست، پنیر، دوغ و كشك است، كه منابع خوبی از كلسیم و پروتئین برای حفظ فعالیت طبیعی بدن هستند، ولی بهتر است انواع كم چرب و كم نمك را انتخاب كنید.

3. گوشت و جانشین های آن:

این گروه شامل انواع گوشت های قرمز و سفید، تخم مرغ و حبوبات هستند كه منابع خوبی از پروتئین ، ویتامین های گروه B و آهن می باشند. هنگام استفاده از گوشت قرمز، چربی های قابل رؤیت گوشت را پاك كرده و از حبوبات و گوشت سفید بیشتر از گوشت قرمز استفاده كنید.

4. سبزی ها :

از انواع سبزی به صورت پخته یا خام در برنامه رژیم روزانه استفاده كنید. این گروه منابع خوبی از ویتامین های A,C و فیبر هستند.

5. میوه ها:

این گروه شامل انواع میوه های تازه و خشك مانند برگه ها، كمپوت و آب میوه ها بوده و منابع خوبی از ویتامین C و فیبر هستند. توصیه می شود از مركبات كه منبع خوب ویتامین C هستند، به طور روزانه استفاده كنید و در صورت تمایل از آبمیوه و كمپوت، حتماً از نوع خانگی و با میزان قند كم، مصرف كنید.

6. گروه متفرقه

این گروه شامل انواع دانه های گیاهی از قبیل پسته، بادام و فندق، و انواع روغن های مایع، جامد، كره ،خامه، سس سفید هستند. همچنین منابع خوبی برای تأمین انرژی و ویتامین محلول در چربی ( A,D,E,K) به شمار می روند. توصیه می كنیم مصرف روغن های جامد نباتی و حیوانی، كره، خامه، سس سفید، انواع دسرها، شیرینی ها و شكلات را كاهش دهید و از روغن های مایع گیاهی مانند زیتون و دانه های گیاهی از قبیل پسته، بادام، فندق و بادام زمینی استفاده كنید.

:: چند توصیه مهم برای روزه داری

1. غذاهای پر حجم برای سحری استفاده نكنید.
2. از مصرف غذاهای چرب برای سحری پرهیز كنید.
3. از مصرف چای زیاد در سحری خودداری كنید.
4. از كربوهیدرات های پیچیده مانند نان، برنج، سیب زمینی در وعده سحر استفاده كنید. مصرف این مواد باعث كاهش حس گرسنگی در طول روز می شود.
5. با منابع قندی و انرژی مانند خرما، آب میوه، انواع شربت و شله زرد افطار كنید.
6. اگر وعده افطار و شام جدا بودند، شام را سبك و كم حجم میل كنید. هیچ گاه چند نوع غذا را با هم مصرف نكنید.
7. مصرف شام را با استفاده از میوه در حجم كم خاتمه دهید.
8. پس از مصرف شام، حتما وعده مختصری، شامل میوه، شیر یا انواع مغزهای گیاهی مانند پسته و بادام استفاده كنید.
9. از زمان صرف افطار تا قبل ازخواب مایعات، زیاد بنوشید.
10. از مصرف انواع دسرها و شیرینی هایی با شكر زیاد در برنامه افطار و سحر خودداری كنید.
11. مصرف قندها و شیرینی های طبیعی مانند خرما و توت را كه منابع خوبی از املاح، ویتامین ها و انرژی هستند را بعنوان جایگزین انواع شیرینی تهیه شده با شكر توصیه می كنیم.
12. مصرف غذا در وعده های سحر و افطار به صورتی باشد كه هیچگاه احساس سیری كامل نكنید.
13. با وجود این كه روزه داری می تواند، مشكلات سلامتی مانند فشار خون بالا، چربی خون بالا، چاقی و اختلالات گوارشی را بهبود بخشد، اما افرادی كه بیماری های مزمن مانند دیابت، بیماری های قلبی وعروقی، نارسایی های كلیه و نوسانات فشار خون دارند، حتماً با پزشك معالج خود مشورت كرده و در صورت صلاحدید پزشك می توانند روزه بگیرند.

:: نمونه رژیم 2200 كالری برای فرد بزرگسال با فعالیت سبك


سحر: نان سنگك یا تافتون 4 كف دست( یك كف دست = 10×10 سانتی متر)
پنیر پاستوریزه 30 گرم( به اندازه یك قوطی كبریت )
شیر یك دوم لیوان معمولی كم چرب
یك عدد میوه متوسط

افطار:
یك لیوان شیر كم چرب داغ + 3 عدد خرما
3 برش نان سنگك یا تافتون 10×10 سانتی متر+ 15 گرم پنیر كم نمك + یك عدد گوجه فرنگی + یك عدد میوه متوسط

شام:
یك و یك سوم لیوان برنج پخته + 90 گرم گوشت مرغ بدون پوست + چهار قاشق مرباخوری روغن مایع + یك لیوان سالاد + یك عدد میوه متوسط یا یك دوم لیوان آب میوه تازه. برای تهیه سس سالاد می توانید یك قاشق مرباخوری روغن زیتون را با كمی سركه یا آبلیمو مخلوط و استفاده كنید.

بعد از شام:
یك عدد میوه متوسط + دوازده عدد پسته یا بادام یا فندق+ دو عدد برگه.

اندیشه های زندگی

The best cosmetic for lips is truth
زیباترین آرایش برای لبان شما راستگویی

for voice is prayer
برای صدای شما دعا به درگاه خداوند

for eyes is pity
برای چشمان شما رحم و شفقت

for hands is charity
برای دستان شما بخشش

for heart is love
برای قلب شما عشق

and for life is friendship
و برای زندگی شما دوستی هاست

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

No one can go back and make a brand new start
هیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع کنه

Anyone can start from now and make a brand new ending
ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

God didn't promise days without pain
خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که حتما روزهای ما بدون غم بگذره

laughter, without sorrow, sun without rain
خنده باشه بدون هیچ غصه ای، یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی، نداده

but He did promise strength for the day, comfort for the tears
ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم در مقابل مشکلات،
تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه

and light for the way
و چراغ راهمون میشه

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Disappointments are like road bumps, they slow you down a bit

نا امیدی ها مثل دست اندازهای یک جاده میمونن
ممکنه باعث کم شدن سرعتت در زندگی بشن

but you enjoy the smooth road afterwards
ولی در عوض بعدش از یه جاده صاف و بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد

Don't stay on the bumps too long
بنابر این روی دست اندازها و ناهمواریها خیلی توقف نکن

Move on
به راهت ادامه بده

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

When you feel down because you didn't get what you want just sit tight
and be happy
وقتی احساس شکست میکنی که نتونستی به اون چیزی که می خواستی برسی
ناراحت نشو

because God has thought of something better to give you
حتما خداوند صلاح تو رو در این دونسته و برات آینده بهتری رو رقم زده

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

When something happens to you, good or bad
وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات میافته همیشه

consider what it means
دنبال این باش که این چه معنی و حکمتی درش نهفته هست

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

There's a purpose to life's events
برای هر اتفاق زندگی دلیلی وجود دارد

to teach you how to laugh more or not to cry too hard
که به تو میآموزد که چگونه بیشتر شاد زندگی کنی و کمتر غصه بخوری

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

You can't make someone love you
تو نمیتونی کسی رو مجبور کنی که تو رو دوست داشته باشه

all you can do is be someone who can be loved
تمام اون کاری که میتونی انجام بدی
اینه که تبدیل به آدمی بشی که لایق دوست داشتن هست

the rest is up to the person to realize your worth
و عاقبت کسی پیدا خواهد شد که قدر تو رو بدونه

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

It's better to lose your pride to the one you love
بهتره که غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی تا این که

than to lose the one you love because of pride
کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست بدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

We spend too much time looking for the right person to love
ما معمولا زمان زیادی رو صرف پیدا کردن آدم مناسبی برای دوست داشتن

or finding fault with those we already love
یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوستش داشتیم میکنیم

when instead
باید به جای این کار

we should be perfecting the love we give
در عشقی که داریم ابراز میکنیم کامل باشیم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Never abandon an old friend
هیچوقت یه دوست قدیمیت رو ترک نکن

You will never find one who can take there place
چون هیچ زمانی کسی جای اون رو نخواهد گرفت

Friendship is like wine
دوستی مثل شراب میمونه

it gets better as it grows older
که هر چی کهنه تر بشه ارزشش بیشتر میشه

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

When people talk behind your back, what does it mean
وقتی مردم پشت سرت حرف میزنن چه مفهومی داره ؟

Simple! It means that you are two steps ahead of them
خیلی ساده ! یعنی این که تو دو قدم از اون ها جلوتری

So, keep moving ahead in Life
پس، در زندگی راهت رو ادامه بده


لیستی از چیزهایی که دونستنشون بهتر از ندونستنه


لیستی از چیزهایی که دونستنشون بهتر از ندونستنه


ـ جویدن آدامس هنگام خرد کردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود.

ـ اثر لب و زبان هر کس همانند اثر انگشت آن منحصر به فرد است.

ـ رشد کودک در بهار بیشتر است.

ـ ۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول می کشد تا نور خورشید به زمین برسد.


ـ ظروف پلاستیکی تقریباً ۵۰۰۰۰سال در برابر تجزیه مقاومند.

ـ تنها قسمتی از بدن که خون ندارد قرنیه چشم است.

ـ شترمرغ در ۳ دقیقه ۹۵ لیتر آب می خورد.

ـ حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند.

ـ کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ برابر خود غذا می خورند.

ـ زمان بارداری فیل به دو سال می رسد.

ـ در یک سانتی متری پوست شما ۱۲ متر عصب و ۴ متر رگ و مویرگ است.

ـ شدیدترین نعره ها متعلق به وال ها است که برابر با صدای موتور جت است.

ـ وقتی یک نوزاد در حال گریه است با صدای ش....ش.... شما آرام می شود به این دلیل که صدای آبی که اطراف نوزاد در شکم مادر است را برایش تداعی می کند، در ضمن این یکی ازدلایلی است که چرا صدای ساحل دریا به انسان آرامش می دهد.

ـ دلفین ها همانند گرگ ها هنگان خواب چشم هایشان را باز می گذارند.

ـ با نگاه کردن به گوش حیوانات می توانیم به تخم گذار بودن یا بچه زا بودن آنها پی ببریم. بدین صورت که تخم گذاران گوششان ناپیدا و بچه زایان گوششان نمایان است، تنها یک اسثتنا وجود دارد آن هم نوعی افعی است که بچه زاست اما گوشش دقیق پیدا نیست.

ـ بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب است.

ـ انسان امروزی به طور متوسط ۶ سال از عمر خود را تلویزیون نگاه می کند و ۶ سال را صرف غذا خوردن می کند و یک سوم را می خوابد.

ـ موش دو پای آفریقایی از میدان دید ۳۶۰ درجه برخوردار است.

ـ مغز انسان تنها ۲ درصد از وزن انسان را تشکیل می دهد ولی ۲۵ درصد اکسیژن دریافتی بدن را به تنهایی مصرف می کند.

- سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت

- آب دریا بهترین ماسك صورت است !

- چشم انسان معادل یك دوربین 135 مگا پیكسل عمل می كند !

- 90% سم مار از پروتئین تشكیل شده است !

- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است كه تلویزیون می بینید !

- جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند !

- قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است !

حس خوب مراقبت از همسر

اغلب همسران سعی می‌کنند از شریک زندگی‌شان که بیماری طولانی مدت و مزمنی دارد در خانه مراقبت کنند. مطالعات جدید نشان داده مراقبت از همسری که بیمار است تاثیرات مثبتی برای روان اشخاص دارد. افراد مورد مطالعه در این تحقیق جدید همسرانی بین 35 تا 89 سال بودند که در طول روز از همسر بیمارشان پرستاری می‌کردند. این تحقیق نشان داد وقتی که همسران از هم مراقبت می‌کنند، حس مثبت و امیدوارانه‌تری نسبت به زندگی دارند. جالب اینجاست که این تحقیق تفاوتی میان سن افراد و میزان حس مثبتی که دریافت می‌کنند قائل نشده و معتقد است افراد در هر سنی از اینکه خودشان از همسرشان مراقبت کنند احساس آرامش بیشتری می‌کنند.

تعطیلات، عمر را طولانی‌تر می‌کند

تعطیلات فواید بسیاری دارد اما آخرین نکته‌ای که محققان درباره‌اش کشف کرده‌اند افزایش عمر است. محققان پیشنهاد می‌کنند پزشکان به جای تجویز داروهای ضد افسردگی بیمارشان را به چند روز تعطیلی و یک سفر کوتاه ترغیب کنند. از نظر آنها سفر کردن بهترین راه افزایش شادی بوده و به همین دلیل است که توریست‌ها از دیگران شادترند. محققان می‌گویند تعطیلات امید به زندگی را در افراد بالا‌تر می‌برد و تاثیرات مثبت بسیاری بر روان آنها می‌گذارد.  

کله گنده‌ها مجنون نمی‌شوند

داشتن یک سر بزرگ می‌تواند ما را در مقابل جنون حفظ کند. محققان به تازگی دریافته‌اند در میان افرادی که به آلزایمر مبتلا می‌شوند، کسانی که جمجمه بزرگ‌تری دارند حافظه بهتری دارند و بهتر از آنها که جمجمه کوچکی دارند فکر می‌کنند. آنها در مطالعه‌ای که روی 270 بیمار انجام دادند فهمیدند کسانی که سر بزرگ‌تری دارند عملکرد بهتری داشته‌اند. آنها فهمیده‌اند افرادی که جمجمه بزرگ‌تری دارند سلول‌های مغزشان کمتر و دیرتر از کسانی که جمجمه کوچک‌تری دارند می‌میرند.

مردها از رانندگی همسرشان می‌ترسند

یک سوم مردان درست در لحظه‌ای که همسرشان پایش را روی گاز فشار می‌دهد عضلاتشان را منقبض می‌کنند یا از ترس لبه صندلی را فشار می‌دهند. در یک نظرسنجی یک سوم مردان اعلام کردند که رانندگی‌شان از همسرشان بهتر است و بیشتر به تابلوهای راهنمایی و رانندگی توجه می‌کنند یا به هنگام حادثه سریع‌تر واکنش نشان می‌دهند. اما تحقیقات دیگر نظر متفاوتی دارند. محققان پیش از این اعلام کرده بودند که تفاوت‌های بین مردان و زنان راننده در تصادفات رانندگی در کشورهای مختلف از جمله آمریکا، اروپا، آسیا و آفریقا ثبت شده است و نشان می‌دهد که مردان نسبت به زنان در معرض خطر بیشتری قرار دارند. از این گذشته تحقیقات نشان داده که مردان پرخطر‌تر از زنان رانندگی می‌کنند و فهرست خلافی ماشینشان از همسرشان بلند بالا‌تر است.

نجات توسط ناشناس :

جوزف آیگنر یک نقاش مشهور اتریشی که در قرن ۱۹ زندگی می کرده چندین بار اقدام به خودکشی کرد . ابتدا در سن ۱۸ سالگی با طناب از یک درخت خودش را حلق آویز کرد اما توسط یک راهب ناشناس نجات داده شد. دوباره در سن ۲۲ سالگی اقدام به خودکشی نمود اما دوباره توسط همان راهب نجات داده شد هشت سال بعد به منظور مجازات توسط دادگاه محکوم به دار شد و این بار هم همان راهب ناشناس او را آزاد کرد و بالاخره در سن ۶۸ سالگی آیگنر موفق شد با شلیک اسلحه به زندگی اش خاتمه دهد و این بار واقعا مرد ولی مراسم تدفین او نیز توسط همان راهب ناشناس برگزار شد. آیگر مرد و هیچ وقت نجات دهنده و تدفینگرش را نشناخت...

http://www.redlink1.com/mydocs/group/43/07.jpg

تصادف در جاده :

در سال ۲۰۰۲ دو برادر دوقلو به فاصله تنها ۱ ساعت طی تصادف در جاده به نحوی مشابه کشته شدند آنها در فاصله ۱/۵ کیلومتری از هم در جاده شمالی فنلاند در حال دوچرخه سواری بودند. هر دو به فاصله یک ساعت در اثر تصادف با کامیون مردند. اگر چه این جاده که در ۶۰۰ کیلومتری هلسینکی قرار دارد بسیار شلوغ است اما تصادف دوقلوها به شکلی مشابه واقعا شگفت انگیز است...

http://www.redlink1.com/mydocs/group/43/06.jpg

تکرار داستان در واقعیت :

در ابتدای قرن ۱۹ داستان نویسی که بیشتر داستانهای ترسناک مینوشت . به نام ادگار آلن پو داستانی به این مضمون نوشت : یک کشتی در دریا غرق میشود. فقط ۴ نفر از میان مسافرانش زنده می مانند.. به سبب طی شدن روزهای متوالی ۳ نفر دیگر تصمیم میگیرند فرد جوانتر که نامش ریچارد پارکر بود را کشته و بخورند. در عالم واقع و در سال ۱۸۸۴ کشتی باری به نام فوندرد میگوبینتا در دریا غرق شد و تنها ۴ نفر از مسافران زنده ماندند. ۳ نفر از مسافران اقدام به قتل عضو جوانتر گروه نموده و اسم آن جوان ریچارد پارکر بود....

http://www.redlink1.com/mydocs/group/43/05.jpg

دوقلوهایی با سرنوشت مشابه :

سرنوشت اغلب دوقلوها بسیار شگفت انگیز است . اما سرنوشت دوقلوهای اهل اوهایو دارای بیشترین شگفتی است. دوبرادر دوقلو بعد از تولد از هم جداشده و به خانواده های جدا سپرده شده اند. هر دو خانواده نیز نام جمیز را بر انها گذاشتند و از اینجا سرنوشت شگفت انگیز انها شکل میگیرد. هر دو جمیز به یادگیری علم حقوق علاقه داشتند. هر دو دنبال نجاری و مکانیکی بودند. هر دو با زنی به نام لیندا ازدواج کردند. هر دو نیز اسم بچه هایشان را جمیز آلن گذاشتند. این بچه ها نیز ازدواج کردند. نام زن هر دو هم بنی بود هر دو مرد نیز زنانشان را طلاق دادند. تا اینکه این دو بچه بعد از ۴۰ سال همدیگر را یافته و بعنوان شریک تجاری با هم مشغول به کار شدند...

http://www.redlink1.com/mydocs/group/43/04.jpg

سقوط بچه :

در سال ۱۹۳۲ به دلیل کم توجهی مادر یک بچه کودک به نام کارلوس از پنجره به داخل کوچه سقوط کرد . شگفت انگیز آنکه در همان لحظه آقای جوزف فیکلاک از آنجا عبور می کرد و کودک بر روی او سرنگون شد. بر اثر سقوط دست مرد عابر شکست اما بچه سالم بود. اما مادر بچه عبرت نگرفت یک سال بعد دوباره از همان پنجره کارلوس سقوط کرد و حادثه غیر قابل باور انکه دوباره بر سر یک مرد عابر افتاد. اما برخلاف دفعه قبل هم کودک و هم مرد سالم ماندند و جالب آنکه این بار هم بچه بر روی سر آقای جوزف سقوط کرده بود

http://www.redlink1.com/mydocs/group/43/03.jpg

سقوط بچه :

در سال ۱۹۳۲ به دلیل کم توجهی مادر یک بچه کودک به نام کارلوس از پنجره به داخل کوچه سقوط کرد . شگفت انگیز آنکه در همان لحظه آقای جوزف فیکلاک از آنجا عبور می کرد و کودک بر روی او سرنگون شد. بر اثر سقوط دست مرد عابر شکست اما بچه سالم بود. اما مادر بچه عبرت نگرفت یک سال بعد دوباره از همان پنجره کارلوس سقوط کرد و حادثه غیر قابل باور انکه دوباره بر سر یک مرد عابر افتاد. اما برخلاف دفعه قبل هم کودک و هم مرد سالم ماندند و جالب آنکه این بار هم بچه بر روی سر آقای جوزف سقوط کرده بود

http://www.redlink1.com/mydocs/group/43/03.jpg

خیلی عجیب اما واقعی ! ...

در سپتامبر سال ۱۹۵۵ جیمز دین هنر پیشه جوان هاایوودی بر اثر تصادف با ماشین پورشه اش دارفانی را وداع گفت.
آقای هنر پیشه مرد و کارش تمام شد اما اتومبیل همچنان ماجراهای مرگ آورش را ادامه میدهد خودرو را که به دره سقوط کرده بود بسختی بیرون اورده و به تعمیرگاه منتقل کردند. اما در آنجا ماشین از روی جک لیز خورده و بر روی دو پای یک مکانیک افتاد. این ماشین توسط یک دکتر خریداری شد که از ان برای شرکت در مسابقات اتومبیل رانی استفاده کرد. در یکی از مسابقات خودرو تصادف کرده و صاحب جدیدش نیز کشته شد. ماشین را تعمیر کرده و دوباره از آن در مسابقات اتومبیل رانی استفاده کردند . اما راننده بعدی هم در یک تصادف کشته شد این بار وقتی خودرورا به گاراژ منتقل کردند فردای آنروز مشاهده نمودند که گاراژ بطور کامل در آتش سوخته است. سرانجام در اکتبر ۱۹۵۹ برای اینکه جلوی فاجعه را بگیرند آن را به ۱۱ قسمت تکه کرده و فلزش را نیز آب کردند ....

http://www.redlink1.com/mydocs/group/43/02.jpg

هزینه عشق واقعی ! ...

پسر بچه ای یک برگ کاغذ به مادرش داد.
مادر که در حال آشپزی بود ، دستهایش را با حوله تمیز کرد و نوشته را با صدای بلند خواند.
او نوشته بود :

صورتحساب !!!
کوتاه کردن چمن باغچه 5.000 تومان
مراقبت از برادر کوچکم 2.000 تومان
نمره ریاضی خوبی که گرفتم 3.000 تومان
بیرون بردن زباله 1000 تومان
جمع بدهی شما به من :12.000 تومان !

مادر نگاهی به چشمان منتظر پسرش کرد، چند لحظه خاطراتش را مرور کرد و سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب این را نوشت:

بابت 9 ماه بارداری که در وجودم رشد کردی هیچ
بابت تمام شبهائی که به پایت نشستم و برایت دعا کردم هیچ
بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی هیچ
بابت غذا ، نظافت تو ، اسباب بازی هایت هیچ
و اگر شما اینها را جمع بزنی خواهی دید که : هزینه عشق واقعی من به تو هیچ است

وقتی پسر آن چه را که مادرش نوشته بود خواند چشمانش پر از اشک شد ودر حالی که به چشمان مادرش نگاه می کرد.
گفت: مامان ... دوستت دارم

آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت:
قبلاً بطور کامل پرداخت شده !!!

نتیجه گیری اخلاقی :

قابل توجه اونهائی که فکر میکنند مرور زمان آنها را بزرگ کرده و حالا که هیکل درشت کردند خدا را هم بنده نیستند.
بعضی وقتها نیازه به این موارد فکر کنیم ...
کسانی که از خانواده دور هستند شاید بهتر درک کنند.

نتیجه گیری منطقی:
جایی که احساسات پا میذاره منطق کور میشه!!!
مادر متوجه نشد که پسرش داره سرش کلاه میذاره : جمع بدهی میشه 11.000 تومان نه 12.000 تومان !!!

داستان مداد

پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت .
بالاخره پرسید :
- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟
پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :
- درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم .
می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی .
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .

- اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام .
- بستگی داره چطور به آن نگاه کنی . در این مداد 5 خاصیت است که اگر به دستشان بیاوری ، تا آخر عمرت با آرامش زندگی می کنی .

صفت اول :
می توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند .
اسم این دست خداست .
او همیشه باید تو را در مسیر ارده اش حرکت دهد .

صفت دوم :
گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی . این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تیزتر می شود .
پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی .

صفت سوم :
مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم .
بدان که تصیح یک کار خطا ، کار بدی نیست . در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری مهم است.

صفت چهارم :
چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است .
پس همیشه مراقبت درونت باش چه خبر است .

صفت پنجم :
همیشه اثری از خود به جا می گذارد .
بدان هر کار در زندگی ات می کنی ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کاری می کنی هوشیار باشی و بدانی چه می کنی .

پیرمرد و صندوق صدقات

پيرمرد خسته کنار صندوق صدقه ایستاد.

دست برد و از جیب کوچک جلیقه‌اش سکه‌ای بیرون آورد.

در حین انداختن سکه متوجه نوشته روی صندوق شد: صدقه عمر را زیاد می‌کند، منصرف شد!!!

دزد و عارف

دزدی وارد کلبه فقیرانه عارفی شد که کلبه در خارج شهر واقع شده بود

عارف بیداربود او جز یک پتو چیزی نداشت .

او شب ها نیمی از پتو را زیر خود می انداخت و نیمی دیگر را روی خود می کشید روزها نیز بدن برهنه خویش را با آن می پوشاند.

عارف پیر دزد رادید وچشمان خود رابست ،مبادا دزد را شرمنده کرده باشد آن دزد راهی دراز را آمده بود، به امید آنکه چیزی نصیبش شود .اوباید درفقری شدید بوده باشد، زیرا به خانه محقرانه این پیر عارف زده بود.

عارف پتو را برسرکشیدوبرای حال زار آن دزد و نداری خویش گریست : خدایا چیزی در خانه من نیست و این دزد بینوا بادست خالی و ناامید از این جا خواهد رفت. اگر او دوسه روز پیش مرا از تصمیم خویش باخبر ساخته بود ،می رفتم ، پولی قرض می گرفتم، وبرای این مردک بینوا روی تاقچه می گذاشتم...

آن عارف فرزانه نگران نبود که دزد اموال اوراخواهد برد اونگران بود که چیزی در خور ندارد تا نصیب دزد شود واوراخوشحال کند .

داخل خانه عارف تاریک بود . پیرمرد شمعی روشن کرد تا دزد بتواند درپرتو آن زمین نخورد وخانه را بهتر وارسی کند.

استاد شمع را برد تا روی تاقچه بگذارد که ناگهان با دزد چهره به چهره برخورد کرد دزد بسیار ترسیده بود. او می دانست که این مرد مورد اعتماد اهالی شهر است بنابر این اگر به مردم موضوع دزدی او را بگوید همه باور خواهند کرد .

اما آن پیر عارف گفت: نترس آمده ام تا کمکت کنم داخل خانه تاریک است . وانگهی من سی سال است که در این خانه زندگی می کنم وهنوز هیچ چیز در آن پیدا نکرده ام بیا با هم بگردیم اگر چیزی پیدا کردیم پنجاه پنجاه تقسیمش می می کنیم .

البته اگر تو راضی باشی. اگر هم خواستی می تونی همه اش را برداری زیرا من سالها گشته ام و چیزی پیدا نکرده ام .پس همه آن مال تو. بالاخره یابنده تو بودی .

دل دزد نرم شد.استاد نه او را تحقیر کرد نه سرزنش.

دزد گفت: مرا ببخشید استاد.نمی دانستم که این خانه شماست وگرنه جسارت نمی کردم.

عارف گفت: اما درست نیست که دست خالی از این جابروی.من یک پتو دارم هوا دارد سرد می شود لطف کن و این پتو را از من قبول کن.

استاد پتو را به دزد داد دزد از اینکه می دید در آن خانه چیزی جز پتو وجود ندارد شگفت زده شد سعی کرد استاد را متقاعد کند تا پتو را نزد خود نگه دارد .

استادگفت: احساسات مرا بیش از این جریحه دارنکن دفعه دیگر پیش از این که به من سری بزنی مرا خبر کن .اگر به چیزی خاص هم نیاز داشتی بگو تا همان را برایت آماده کنم تو مرا غافلگیر و شرمنده کردی ، می دانم که این پتوی کهنه ارزشی ندارد اما دلم نمی آید تو را بادست خالی روانه کنم لطف کن وآن را از من بپذیر .تا ابد ممنون تو خواهم بود .

دزد گیج شده بود او نمی دانست چه کار کند . تا کنون به چنین آدمی برخورد نکرده بود. خم شد پاهای استاد را بوسید پتو را تا کرد و بیرون رفت.

او وزیر و وکیل و فرماندار دیده بود ولی انسان ندیده بود .

پیش از انکه دزد از خانه بیرون رود استاد صدایش کرد وگفت: فراموش نکن که امشب مرا خوشحال کردی من همه عمرم را مثل یک گدا زندگی کرده ام . من چون چیزی نداشتم از لذت بخشیدن نیز محروم بوده ام اما امشب تو به من لذت بخشیدن را چشاندی ممنونم...

حکایت بهلول و آب انگور

روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟....
بهلول گفت: نگاه کن! من مقداری آب به صورت تو می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! بهلول گفت: حال مقداری خاک نرم بر گونه ات می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه! سپس بهلول خاک و آب را با هم مخلوط کرد و گلوله ای گلی ساخت و آن را محکم بر پیشانی مرد زد!

مرد فریادی کشید و گفت: سرم شکست! بهلول با تعجب گفت: چرا؟ من که کاری نکردم! این گلوله همان مخلوط آب و خاک است و تو نباید احساس درد کنی، اما من سرت را شکستم تا تو دیگر جرات نکنی احکام خدا را بشکنی!!

کلاس فلسفه

پروفسور فلسفه با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان خود روی میز گذاشت.
وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.
سپس از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟
و همه دانشجویان موافقت کردند.
سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه...

ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛ سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.
بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگرپرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله".

بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد. "در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!" همه دانشجویان خندیدند.
در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت: " حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند – خدایتان، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتیتان ، دوستانتان و مهمترین علایقتان- چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها باقی بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود.
اما سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشی نتان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند- مسایل خیلی ساده."

پروفسور ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان را روی چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنین، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین. با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین.
همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست. همیشه در دسترس باشین.
.....
اول مواظب توپ های گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند."
یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟
پروفسور لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در زندگی شلوغ هم ، جائی برای صرف دو فنجان قهوه با یک دوست هست! "

فاصله

فاصله
استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم.

استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند اما پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.

سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد.

آنها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر کنند.

خانم زیبا و فرشته

خانم زیبا و فرشته
داستانک طنز

خانم میان سالی سکته قلبی کرد و سریعاً به بیمارستان منتقل شد. وقتی زیر تیغ جراح بود عملاً مرگ را تجربه کرد. زمانیکه بی هوش بود فرشته ای را دید.

از فرشته پرسید: آیا زمان مردنم فرا رسیده است؟

فرشته پاسخ داد: نه، تو ۴۳ سال و ۲ ماه و ۸ روز دیگر فرصت خواهی داشت.

بعد از به هوش آمدن برای بهبود کامل خانم تصمیم گرفت که در بیمارستان باقی بماند. چون به زندگی بیشتر امیدوار بود، چند عمل زیبایی انجام داد. جراحی پلاستیک، لیپساکشن، جراحی بینی، جراحی ابرو و … او حتی رنگ موی خود را تغییر داد.

خلاصه از یک خانم میان سال به یک خانم جوان تبدیل شد!

بعد از آخرین جراحی او از بیمارستان مرخص شد. وقتی برای عریمت به خانه داشت از خیابان عبور می کرد، با یک آمبولانس تصادف کرد و مرد!

وقتی با فرشته مرگ روبرو شد بهش گفت: من فکر کردم که گفتی ۴۰ سال و اندی بعد مرگ من فرا می رسه؟ چرا من رو از جلوی آمبولانس نکشیدی کنار؟ چرا من مردم؟




فرشته پاسخ داد؛ ببخشید، وقتی داشتی از خیابون رد می شدی نشناختمت.......!

دو روز مانده به پايان جهان...

دو روز مانده به پايان جهان، تازه فهميده که هيچ زندگي نکرده است، تقويمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقي مانده بود، پريشان شد. آشفته و عصباني نزد فرشته مرگ رفت تا روزهاي بيش‌تري از خدا بگيرد.

داد زد و بد و بيراه گفت!(فرشته سکوت کرد)

آسمان و زمين را به هم ريخت!(فرشته سکوت کرد)

جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت!(فرشته سکوت کرد)

به پرو پاي فرشته پيچيد!(فرشته سکوت کرد)

کفر گفت و سجاده دور انداخت!(باز هم فرشته سکوت کرد)

دلش گرفت و گريست به سجاده افتاد!

اين بار فرشته سکوتش را شکست و گفت: بدان که يک روز ديگر را هم از دست دادي! تنها يک روز ديگر باقي است. بيا و لااقل اين يک روز را زندگي کن!

لابلاي هق هقش گفت: اما با يک روز... با يک روز چه کاري مي‌توان کرد...؟

فرشته گفت: آن کس که لذت يک روز زيستن را تجربه کند، گويي که هزار سال زيسته است و آن که امروزش را درنيابد، هزار سال هم به کارش نمي‌آيد و آنگاه سهم يک روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت: حالا برو و زندگي کن!

او مات و مبهوت به زندگي نگاه کرد که در گودي دستانش مي‌درخشيد. اما مي‌ترسيد حرکت کند! مي‌ترسيد راه برود! نکند قطره‌اي از زندگي از لاي انگشتانش بريزد. قدري ايستاد، بعد با خود گفت: وقتي فردايي ندارم، نگاه داشتن اين زندگي جه فايده اي دارد؟ بگذار اين يک مشت زندگي را خرج کنم.

آن وقت شروع به دويدن کرد. زندگي را به سرو رويش پاشيد، زندگي را نوشيد و بوييد و چنان به وجد آمد که ديد مي‌تواند تا ته دنيا بدود، مي‌تواند پا روي خورشيد بگذارد و مي‌تواند...

او در آن روز آسمان خراشي بنا نکرد، زميني را مالک نشد، مقامي ‌را به دست نياورد، اما... اما در همان يک روز روي چمن‌ها خوابيد، کفش دوزکي را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آن‌هايي که نمي‌شناختنش سلام کرد و براي آن‌ها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد.

او همان يک روز آشتي کرد و خنديد و سبک شد و لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد!

او همان يک روز زندگي کرد، اما فرشته‌ها در تقويم خدا نوشتند: او درگذشت، کسي که هزار سال زيسته بود.

تست آی کیو جالب

باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه

به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد



پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان

آی کیو شما را نشان میدهد



1. بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز

چند ماه 29 روز دارد؟



2. اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر

نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد

تا تمام قرصها خورده شود؟



3. من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم

را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای

زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده

بودم؟

4. عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل

آن اضافه کنید چه عددی به دست می اید؟


5. مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام

گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده

برایش باقی مانده است؟



6.اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق

سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ

نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟



7. فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت

جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک

میشود این خرس چه رنگی است؟



8. اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟



9. حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟



10. اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت

تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید

و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده

و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران

برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟



------------------

پاسخ تست ها

1. تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند.


2.یک ساعت( شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری

را درساعت 1/5و بعدی را در ساعت 2 می خورید).


3. ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد

پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که

ساعت 9 شب است.


4 . 70(تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است).


5 . 9 گوسفند.


6. کبریت.


7. سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت

جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد.


8 . 2سیب.


9 . هیچ(حضرت نوح بود نه حضرت موسی).


10 . خوب خودتونید دیگه (نام خودتان).



ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست :


سطح هوش:


7 پاسخ نادرست و بیشتر: در حد دانش آموز دبستان.

6 تا : دانش آموز دبیرستان.

5 تا: دانشجو.

2-3 : استاد دانشگاه.

1 : مدیران ارشد و نخبه.
 

ظـــرفـیــت انــســـان هـــا ! ...

مردی از دست روزگار سخت می نالید.
پیش استادی رفت و برای رفع غم و رنج خود راهی خواست.
استاد لیوان آب نمکی را به خورد او داد و از مزه اش پرسید؟
آن مرد آب را به بیرون از دهان ریخت و گفت: خیلی شور و غیر قابل تحمل است.
استاد وی را کنار دریا برده و به وی گفت همان مقدار آب بنوشد و بعد از مزه اش پرسید؟
مرد گفت: خوب است و می توان تحمل کرد.

استاد گفت شوری آب همان سختی های زندگی است.
شوری این دو آب یکی ولی ظرفشان متفاوت بود.
سختی و رنج دنیا همیشه ثابت است و این ظرفیت ماست که مزه انرا تعین می کند پس وقتی در رنج هستی بهترین کار بالا بردن ظرفیت و درک خود از مسائل است.

خدای لیلی

روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او سجاده اش عبور کرد.
مرد نمازش را قطع کرد و داد زد: "هي!!! چرا بين من و خدايم فاصله انداختي؟"
مجنون به خود آمد و گفت: "من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم، تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي؟"

دو نجات يافته

يك كشتي در يك سفر دريايي در ميان طوفان در دريا شكست و غرق شد. و تنها دو مرد توانستند نجات يابند و به جزيره كوچكي شنا كنند. دو نجات يافته نمي دانستند چه كاري بايد كنند اما هردو موافق بودند كه چاره اي جز دعا كردن ندارند. به هر حال براي اينكه بفهمند كه كدام يك از آنها نزد خدا محبوبترند و دعاي كدام يك مستجاب مي شود آنها تصميم گرفتند تا آن سرزمين را به دوقسمت تقسيم كنند و هر كدام در يك بخش درست در خلاف يكديگر زندگي كنند. نخستين چيزي كه آنها از خدا خواستند غذا بود. صبح روز بعد مرد اول ميوه اي را كه بر روي درختي روييده بود در آن قسمتي كه او اقامت مي كرد ديد و مرد مي تونست اونو بخوره. اما سرزمين مرد دوم زمين لم يزرع بود.
هفته بعد مرد اول تنها بود و تصميم گرفت كه از خدا طلب يك همسر كند. روز بعد كشتي ديگري شكست و غرق شد و تنها نجات يافته آن يك زن بود كه به بخشي كه آن مرد قرار داشت شنا كرد. در سمت ديگر مرد دوم هيچ چيز نداشت. به زودي مرد اول از خداوند طلب خانه، لباس و غذا بيشتري نمود. در روز بعد مثل اينكه جادو شده باشه همه چيزهايي كه خواسته بود به او داده شد. اگر چه مرد دوم هنوز هيچ چيز نداشت. سرانجام مرد اول از خدا طلب يك كشتي نمود تا او و همسرش آن جزيره را ترك كنند. صبح روز بعد مرد يك كشتي كه در سمت او در كناره جزيره لنگر انداخته بود را يافت. مرد با همسرش سوار كشتي شد و تصميم گرفت مرد دوم را در جزيره ترك كند. او فكر كرد كه مرد ديگر شايسته دريافت نعمتهاي الهي نيست. از آنجاييكه هيچ كدام از درخواستهاي او از پروردگار پاسخ داده نشده بود.
هنگامي كه كشتي آماده ترك جزيره بود مرد اول صدايي غرش وار از آسمانها شنيد :" چرا همراه خود را در جزيره ترك مي كني؟" مرد اول پاسخ داد: "نعمتهاي تنها براي خودم هست چون كه من تنها كسي بودم كه براي آنها دعا و طلب كردم. دعا هاي او مستجاب نشد و سزاوار هيچ كدام نيست." آن صدا مرد را سرزنش كرد:"تو اشتباه مي كني، او تنها كسي بود كه من دعاهايش را مستجاب كردم وگرنه تو هيچكدام از نعمتهاي مرا دريافت نمي كردي." مرد از آن صدا پرسيد: "به من بگو كه او چه دعايي كرد كه من بايد بدهكارش باشم؟"
صدا گفت: " او دعا كرد كه همه دعاهاي تو مستجاب شود."

 

راز خوشبختي

تاجري پسرش را براي اموختن "راز خوشبختي" به نزد خردمندترين انسانها فرستاد. پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه مي رفت تا اينکه بالاخره به قصري زيبا برفراز کوهي رسيد. مرد خردمندي که او در جستجويش بود انجا زندگي مي کرد. بجاي اينکه با يک مرد مقدس روبرو شود وارد تالاري شد که جنب و جوش بسياري در آن به چشم مي خورد. فروشندگان وارد و خارج مي شدند. مردم در گوشه اي گفتگو مي کردند. ارکستر کوچکي موسيقي لطيفي مي نواخت و روي يک ميز انواع و اقسام خوراکيهاي لذيذ آن منطقه چيده شده شده بود. خردمند با اين و آن در گفتگو بود و جوان ناچار شد دو ساعت صبر کند تا نوبتش فرا رسید.
خردمند با دقت به سخنان مرد جوان که دليل ملاقاتش را توضيح مي داد گوش کرد، اما به او گفت که فعلا وقت ندارد که "راز خوشبختي" را برايش فاش کند. پس به او پيشنهاد کرد که گردشي در قصر بکند و حدود دو ساعت ديگر به نزد او بازگردد. مرد خردمند اضافه کرد: معذالک مي خواهم از شما خواهشي بکنم. آنوقت يک قاشق کوچک بدست پسر جوان داد و دو قطره روغن در آن ريخت و گفت: در تمام اين مدت گردش اين قاشق را در دست داشته باشيد و کاري کنيد که روغن آن نريزد. مرد جوان شروع کرد به بالا و پايين رفتن از پله هاي قصر، در حاليکه چشم از قاشق برنمي داشت. دو ساعت بعد به نزد خردمند برگشت.
مرد خردمند از او پرسيد: آيا فرشهاي ايراني اتاق ناهارخوري را ديديد؟ آيا باغي را که استاد باغبان ده سال صرف آراستن آن کرده است ديديد؟ آيا اسناد و مدارک زيبا و ارزشمند مرا که روي پوست آهو نگاشته شده در کتابخانه ملاحظه کرديد؟ مرد جوان شرمسار اعتراف کرد که هيچ چيز نديده است. تنها فکر و ذکر او اين بوده که قطرات روغني را که خردمند به او سپرده بود، حفظ کند. خوب پس برگرد و شگفتيهاي دنياي مرا بشناس. آدم نمي تواند به کسي اعتماد کند مگر اينکه خانه اي را که او در ان ساکن است بشناسد.
مرد جوان با اطمينان بيشتري اين بار به گردش در کاخ پرداخت. در حاليکه همچنان قاشق را بدست داشت با دقت و توجه کامل آثار هنري را که زينت بخش ديوارها و سقفها بود مي نگريست. او باغها را ديد و کوهستانهاي اطراف را. ظرافت گلها و دقتي را که در نصب آثار هنري در جاي مطلوب بکار رفته بود تحسين کرد. وقتي به نزد خردمند بازگشت همه چيز را با جزييات براي او توصيف کرد. خردمند پرسيد: پس آن دو قطره روغني که به تو سپرده بودم کجاست؟ مرد جوان قاشق را نگاه کرد و متوجه شد که آنها را ريخته است.
آنوقت مرد خردمند به او گفت: تنها نصيحتي که به تو مي کنم اينست: "راز خوشبختي" اينست که همه شگفتگيهاي جهان را بنگري، بدون اينکه هرگز دو قطره روغن داخل قاشق را فراموش کني. 
 

آرزو

سه دوست در يك اتومبيل به مسافرت رفته بودند و متاسفانه يك تصادف مرگبار باعث شد كه هر سه در جا كشته شوند.
يك لحظه بعد روح هر سه دم دروازه بهشت بود و فرشته نگهبان بهشت داشت آماده مي شد كه آنها را به بهشت راه دهد...
فرشته نگهبان از آنها پرسید: الان كه هر سه تا دارين وارد بهشت مي شين، اونجا روي زمين بدنهاتون روي برانكارد در حال تشييع شدن بسوي قبرستان است و خانواده ها و دوستان در حال عزاداري در غم از دست دادن شما هستند، دوست دارين وقتي دارن از كنار جنازه راه مي رن در مورد شما چي بگن؟
اولي گفت: "دوست دارم پشت سرم بگن كه من جز بهترين پزشكان زمان خود بودم و مرد بسيار خوب و عزيزي براي خانواده ام."
دومي گفت: "دوست دارم پشت سرم بگن كه من جز بهترين معلم هاي زمان خود بودم و توانسته ام اثر بسيار بزرگي روي آدمهاي نسل بعد از خودم بگذارم."
سومي گفت: "دوست دارم بگن : نگاه كن داره تكون مي خوره مثل اينكه زنده است."

۱۰ خاصیت معجزه آسای آب

آیا از فواید بسیار زیاد آب اطلاعی دارید؟آب دارای چه فوایدی می باشد؟
 
اکسیژن از طریق خون به عضلات منتقل می شود. در صورت نرسیدن اکسیژن به خون، عضلات اسیدلاکتیک ترشح می کنند که گرفتگی عضلانی به وجود می آورد. آب کافی یعنی تامین اکسیژن خون.
 
 مصرف منظم آب به مغز کمک می کند تا دمای بدن را کنترل کند. برای حفظ رطوبت چشم ها، بینی و دهان، بدن به آب نیاز دارد. آب علاوه بر نرمی مفاصل، از اعضای بدن محافظت می کند.
 
به گزارش MSN از کل وزن بدن 60 درصد آن از آب تشکیل شده است که هر روز مقداری از آن از طریق عرق کردن، ادرار و نفس کشیدن از دست می رود. اگر چه مصرف روزی ۸ لیوان آب توصیه شده است اما در واقع مقدار آب مورد نیاز بدن به عوامل مختلف از جمله جنسیت، سن، فعالیت بدنی، آب و هوا، ابتلا به بیماری و ... ارتباط دارد.
 
یک فرد سالم و فعال با یک رژیم غذایی سالم می تواند آب مورد نیاز بدن را تامین کند.

 نکات زیر درباره نوشیدن آب خواندنی است:
 
* قبل از احساس تشنگی، آب بخورید.
 
* به هنگام فعالیت بدنی آب را قبل از فعالیت، در حین آن و پس از ورزش کردن بخورید.
 
* آب را به نوشیدنی های دیگر ترجیح دهید.
 
* آب بدن را از طریق میوه هایی مانند گوجه فرنگی، هندوانه، طالبی، کرفس و خیار تامین کنید. خوب است بدانید که زمان دقیق مصرف آب اهمیت زیادی دارد و حداکثر تاثیر را روی بدن خواهد گذاشت.
 
* مصرف ۲ لیوان آب، ناشتا، اعضای داخلی بدن را فعال می کند.
 
* مصرف یک لیوان آب نیم ساعت قبل از هر وعده غذایی، به هضم غذا کمک می کند.
 
* خوردن یک لیوان آب قبل از حمام به کاهش فشار خون کمک می کند.
 
* برای جلوگیری از سکته مغزی یا حمله قلبی، قبل از خواب یک لیوان آب بخورید.
۱۰ خاصیت مهم مصرف آب عبارتند از:
 
* سلامت پوست: رطوبت پوست مانع پیری می شود و پوست سالم تر می ماند.
 
* سردرد: ۷۵ درصد مغز هر فرد از آب تشکیل شده است. بنابراین کمبود آب بدن، باعث سردرد می شود.
 
* کمر درد: این ناراحتی بر اثر کمبود مایعات در بدن به وجود می آید. دیسک های موجود در قسمت کمر هر انسان پر از مایعات است و مانند کمک فنر عمل می کند، فعالیت بدنی منظم و میزان کافی مایعات، دیسک ها را آب رسانی کرده و به آن ها اجازه می دهد تا قسمت فوقانی بدن را حمایت کنند.
 
معمولا مایع درون دیسک در تحمل ۷۵ درصد وزن بدن نقش دارد در حالی که خود اسکلت دیسک تنها در تحمل ۲۵ درصد وزن بدن نقش دارد. افت مایعات، اسکلت را مجبور می کند وزن بیشتری را تحمل کند و در نتیجه درد و ناراحتی به وجود می آید.
 
* کاهش عفونت: سیستم لنفاوی موجود در بدن وظیفه دفع ضایعات را دارد. این سیستم قبل از ورود سموم به جریان خون، آن ها را می شکند. آب ناکافی در سیستم لنفاوی در بدن اختلال ایجاد می کند و در نتیجه مقاومت بدن را در مقابل عفونت های خطرناک کاهش می دهد.
 
* تمرکز: آب می تواند سموم موجود در بعضی از فرآورده های غذایی مانند افزودنی ها و مواد نگه دارنده را از کبد دفع کند و باعث فعال تر شدن فرد و افزایش تمرکز می شود.
 
*  آرتروز: آب در نرم کردن مفاصل بین استخوان ها نقش اساسی دارد. کمبود آب، سایش بین سطح غضروف ها را افزایش می دهد و در نتیجه باعث درد و ورم مفاصل می شود.
 
* بوی دهان: بوی نامطبوع دهان نشانه بارز کمبود آب بدن است. آب دهان در از بین بردن باکتری های موجود در دهان و آب رسانی به زبان نقش موثری دارد.
 
* گرفتگی عضلات: اکسیژن از طریق خون به عضلات منتقل می شود. در صورت نرسیدن اکسیژن به خون، عضلات اسیدلاکتیک ترشح می کنند که گرفتگی عضلانی به وجود می آورد. آب کافی یعنی تامین اکسیژن خون.
 
*درمان آسم: آسم، مشکل قوه هاضمه و حالت تهوع صبحگاهی را با مصرف آب کافی پیش گیری و یا درمان کنید.
 
* فشار خون بالا: تقریبا ۸۵ درصد حجم خون از آب تشکیل شده است. بنابراین حجم خون با مصرف آب ارتباط تنگاتنگی دارد. به محض افت حجم خون، مویرگ های کم تر فعال بسته می‌شود تا قسمت های فعال تر به خون کافی دسترسی داشته باشند. با بسته شدن رگ ها، به عضلات فشار وارد می آید و مصرف آب می تواند فشار وارد بر عضلات را تسکین دهد.

آموخته ام که :

آموخته ام که با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه، رختخواب خرید ولی خواب نه، ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید ولی احترام نه، می توان کتاب خرید ولی دانش نه، دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره می توان قلب خرید، ولی عشق را نه.

آموخته ام ... که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی

آموخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است

آموخته ام ... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت

آموخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم

آموخته ام ... که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم

آموخته ام ... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی

آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است

آموخته ام ... که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند

آموخته ام ... که پول شخصیت نمی خرد

آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند

آموخته ام ... که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد

آموخته ام ... که این عشق است که زخمها را شفا می دهد، نه زمان

آموخته ام ... که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد

آموخته ام ... که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم

آموخته ام ... که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم

آموخته ام ... که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد

آموخته ام ... که آرزویم این است که قبل از مرگ مادرم یکبار به او بیشتر بگویم دوستش دارم

آموخته ام ... که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

چارلی چاپلین

 

راه فوری برای بهبود زندگی

خیلی از مشکلات ما از ذهن خودمان ناشی می شود. این مشکلات زاییده اتفاقات، بدشانسی یا بقیه آدم ها نیستند. ما با عادات بد ذهنی خودمان آنها را به وجود می آوریم. در این مقاله 10 روش فوری برای رهایی از مشکلات بیان شده است.

** زود نتیجه گیری نکنید. این عادت به دو طریق مشکلات انسانها را بیشتر می کند. اول اینکه فکر می کنند می دانند چه اتفاقی قرار است بیفتد به خاطر همین دیگر توجه نمی کنند و طبق فرضیات خودشان رفتار میکنند. انسانها فکر می کنند پیشگو هستند اما بیشتر چیزهایی که تصور می کنند اشتباه است؛ همین باعث می شود اعمالی که انجام می دهند هم اشتباه باشد. جنبه دوم این عادت این است که سعی می کنند فکر دیگران را بخوانند و تصور می کنند می دانند چرا مردم فلان کار را می کنند. این هم غلط است. بیشتر روابط به خاطر این عادت احمقانه نابود می شود.

** شلوغش نکنید. افراد زیادی از کاه کوه می سازند و شکست های خیلی کوچک را فاجعه هایی تلقی می کنند که زندگیشان را به خطر می اندازد. این عادت اضطراب و استرس انسانها را بیشتر می کند. اما چرا مردم اینکار را می کنند؟ کسی چه می داند. شاید به خاطر اینکه خودشان را مهمتر جلوه دهند. دلیل آن هرچه که باشد، به همان اندازه که مخرب است، احمقانه هم هست.

** قانون سازی نکنید. بخش زیادی از بایدها که دنبال خودتان می کشانید واقعاً لازم نیستند. تنها کاری که برایتان می کننداین است که احساس اضطراب، نگرانی و عذاب وجدان بیشتری به شما دهند. نکته آن چیست؟ وقتی شما از این قانون های خیالی پیروی می کنید، ذهنتان را درگیر محدودیت های کوچک و بچگانه ای می کنید و وقتی سعی می کنید که آنها را روی دیگران هم پیاده کنید، خودتان را یک احمق جلوه می دهید.

** از برچسب زدن به دیگران و الگوسازی از آدم ها و موقعیت ها خودداری کنید. کلماتی که استفاده می کنید زندگی شما را تغییر می دهد. داشتن زبانی منفی و انتقادی همان ذهنیت را برایتان ایجاد می کند. اینکار بی هیچ دلیلی ذهن و فکر شما را محدود می کند. پس چرا باید اینکار را بکنید؟ به کسی برچسب نزنید.

** ایدآل گرا نباشید. زندگی همه چیز یا هیچ چیز نیست. خیلی وقت ها، خوب به تنهایی کافی است. اگر دنبال کار ایدآل باشید همیشه بیکار خواهید ماند. اگر دنبال بهترین و ایدآلترین رابطه باشید همیشه تنها خواهید بود. ایدآل گرایی یک بیماری ذهنی است که تمام لذت ها و زندگی شما را نابود می کند.

** تعمیم ندهید. یک یا دو شکست نشانه شکست همیشگی نیست. یک موفقیت تصادفی شما را نابغه نمی کند. یک اتفاق ساده—چه خوب یا بد—یا حتی دو یا سه اتفاق، نشانه یک چیز خاص نیست. معمولاً همه چیز همانی است که هست نه بیشتر از آن.

** همه چیز را به خودتان نگیرید. اکثر آدم ها، حتی دوستان و همکارانتان، در 99 درصد از اوقات درمورد شما حرف نمی زنند، درمورد شما فکر نمی کنند یا نگرانتان نیستند. اکثر آدم هایی که در محل کار یا همسایگی شما هستند حتی اسم شما را هم نشنیده اند. پستی و بلندی های زندگی، سردی و گرمی روابط دیگران، به هیچ وجه به شما ارتباطی ندارد. اگر بخواهید به خودتان بگیرید، فقط بدبخت تر خواهید شد.

** تصور نکنید که احساساتتان قابل اعتماد هستند. احساس شما همیشه نشانه وضعیت کنونی نیست. فقط به خاطر اینکه شما این احساس را دارید به این معنی نیست که آن واقعیت دارد. گاهی اوقات، آن احساس از چیزی بیشتر از خستگی، گرسنگی، اضطراب و استرس بیش از حد شما ناشی نمی شود. فقط به خاطر اینکه شما حس بدی دارید آینده تغییر نمی کند. احساسات ممکن است درست باشند اما حقیقت نیستند.

** اجازه ندهید زندگی ناراحتتان کند. تمرین کنید که خوشبین باشید. اگر انتظار اتفاقات بد در زندگیتان را دارید، مطمئن باشید برایتان اتفاق می افتد. طرز فکر منفی مثل این است که از لنزهایی کثیف به دنیا نگاه کنید. و مطمئن باشید اگر به دنبال نشان های اتفاقات خوب باشید حتماً برایتان اتفاق می افتد.

** به گذشته فکر نکنید. این بهترین توصیه ای است که می توانم به شما بکنم. اجازه بدهید زندگی بگذرد، در گذشته نمانید. بیشتر عصبانیت، ناراحتی، بدبختی و ناامیدی آدم ها به خاطر چسبیدن آنها به گذشته است. هرچه بیشتر گذشته را در ذهنتان زنده کنید، احساس بدتری خواهید داشت. سعی نکنید با بدبختی بجنگید. بگذارید بگذرد و فراموش کنید

دستور پخت خوراك آب‌پز سویا

پروتئین سویا به دلیل دارا بودن خواص فراویژه در تهیه مواد غذایی مختلفی مانند سالاد، انواع سوپ، غذاهای گیاهی و جانشین‌های گوشت بكار می‌رود. خاصیت بافت پذیری پروتئین سویا در ایجاد بافت مشابه گوشت و مزایای تندرستی آن سبب شده كه مصرف این نوع پروتئین با استقبال افرادی كه به دنبال سلامت هستند، روبرو شود. مطالعات مختلفی نشان داده‌اند كه مصرف پروتئین سویا می‌تواند به پیشگیری از ابتلا به برخی بیماری ها كمك كند به همین دلیل در بسیاری از كشورها مصرف پروتئین سویا را توصیه کرده‌اند و مجوز استفاده از آن را در تولید سایر فراورده های غذایی صادر كرده‌اند. برگه های پروتئینی سویا از دانه كامل سویا پس از روغن گیری بدون استفاده از مواد شیمیایی مضر و با روش مكانیكی به دست می‌آید و تمام خواص مفید سویا را دارا است. برگه‌های پروتئینی مکسوی (TSP) ماده‌ای چند كاره با شكل‌های مختلف است كه می‌تواند در پخت انواع غذا‌ها همراه با گوشت یا به‌تنهایی بكار رود.

یك سهم از برگه‌های پروتئینی مکسوی (20 گرم) حاوی حداقل 25/6 گرم پروتئین سویا ، 3 گرم چربی است.

ویژگی‌های برگه‌های پروتئینی مکسوی (TSP)
o قابلیت بالای هضم پروتئین
o رنگ روشن
o طعم بسیار مطلوب
o توانایی بالای جذب آب
o بافت شبیه گوشت
o قابلیت پخت سریع
o دارای 40درصد پروتئین
o مقدار كم چربی و سدیم
o منبع خوبی از فیبر

كسانی كه دارای چربی خون بالا هستند و محدودیت مصرف چربی دارند و یا از رژیم های لاغری پیروی می‌كنند می توانند از این محصول به عنوان منبع پروتئینی به جای گوشت استفاده كنند. برگه‌های پروتئینی مکسوی منبع اصلی پروتئین برای كسانی محسوب می‌شود كه رژیم گیاهخواری دارند.

مدت ماندگاری برگه‌های پروتئینی مکسوی در دمای اتاق یك‌سال است اما بعد از خیساندن باید سریع استفاده شود و یا به مدت حداكثر 3روز در یخچال نگهداری گردد. بهتر است پیش از مصرف، برگه‌های پروتئینی را در آب گرم یا سرد خیس نمود و كمی سركه ویا آب لیمو به عنوان محافظ به آن اضافه كرد.

این محصول به جهت استفاده نكردن از مواد شیمیایی مضر در فرایند تولید، سالم و ایمن است و در انواع ساده (ریز و درشت ) و طعم دار ( جوجه ، كبابی ،دودی ) در بازار یافت می‌شود. شما می‌توانید این برگه‌ها را از فروشگاه های بزرگ و فروشگاه‌های زنجیره‌ای ( شهروند و سپه ) و دیگر مراکز فروش تهیه كنید.

دستور پخت خوراك آب‌پز سویا :

مواد لازم برای 4 نفر :


هویج 3 عدد متوسط
پیاز 1 عدد بزرگ
كدو سبز 3 متوسط
سیب زمینی 2 عدد متوسط
رب گوجه فرنگی دو قاشق غذا خوری
برگه پروتئینی مکسوی یك بسته
به میزان لازم

روش پخت :
ابتدا پیاز را كمی تفت می‌دهیم سپس هویج نگینی شده و نمك، فلفل، زردچوبه و هر ادویه دلخواه را به آن اضافه می‌كنیم برگه پروتئینی مکسوی را جداگانه كمی تفت می‌دهیم و با كدو و سیب زمینی نگینی به مواد می‌افزاییم رب گوجه را با 2 لیوان آب مخلوط كرده و داخل مواد می‌ریزیم و می‌گذاریم تا سبزیجات به خوبی بپزد.

آیا میدانید چرا قلقلک مان می آید؟



قلقلک به همان اندازه که موجب آزار انسان میباشد، میتواند وسیله ای برای سرگرمی نیز باشد. از طریق برخورد دست دیگران و یا در مواقعی حتی با برخورد نکردن دست نیز احساس قلقلک میکنیم. اما خودمان، خودمان را نمیتوانیم قلقلک دهیم. حتی در بعضی از افراد واکنش شدیدی دیده میشود، اما برخی نیز اصلا احساس قلقلک نمیکنند. در زمانی که شخصی را قلقلک میدهیم، اعصاب روی سطح پوست شخص شروع به حرکت میکند. به خصوص در مواقعی که روی موی بدن دست میکشیم و یا مثلا یک حشره ای روی بدن حرکت میکند، این اعصاب سریعا شروع به حرکت میکنند و به مغز سیگنال میفرستند. اینکه این سیگنال ها به کدام قسمت مغز فرمان میدهند، هنوز مشخص نیست.
عکس العمل مغز نسبت به غلغلک، مانند احساس خارش یا عمل خاراندن، یک نوع عدم تمایل به این حس می باشد. به وسیله قلقلک فشار خون بالا رفته و نبض انسان تند میزند وموجب سریع بیدار شدن و فعالیت مغز میگردد. جدا از مسئله فیزیکی و علمی، قلقلک یک منشاء روانی نیز دارد. حتی اگر قلقلک برای تفریح هم باشد، در انسان یک نوع احساس اضطراب و ترس ایجاد میکند.
در انسانها بیشترین نقاطی که این احساس ایجاد میشود، کف پا، کف دست، زیر بغل میباشد. به دلیل اینکه این قسمتها پوست بسیار حساسی دارند. مغز انسان بر حسب عملی که روی وجود انسان صورت میگیرد عکس العمل نشان میدهد. و قدرت تفکیک این را دارد که این عمل از خارج وارد شده یا درون و بر حسب آن عکس العمل خود را در اولویت قرار میدهد. مانند سوختن دست انسان به وسیله آتش، مغز به طور سریع واکنش نشان میدهد، زیرا یک عمل خارجی باعث آسیب شده است. و به همین شکل اگر شخص دیگری عمل قلقلک را انجام دهد مغز سریعا در مقابل آن واکنش نشان میدهد زیرا یک عمل خارجی است. در حالیکه اگر خودمان این عمل را انجام دهیم، مغز واکنشی نشان نمییدهد. زیرا مغز قدرت تشخیص این مسئله را دارد که این یک عمل درونی است.

بخوان و عبرت بگیر

ابن عباس می گوید : در میان بنى اسرائیل عابدى بود بنام "برصیصا" كه زمانى طولانى عبادت كرده بود، و به آن حد از مقام قرب رسیده بود كه بیماران روانى را نزد او مى آوردند و با دعاى او سلامت خود را باز مى یافتند، روزى زن جوانى را که از یک خانواده با شخصیت بود به وسیله برادرانش نزد او آوردند، و بنا شد مدتى بماند تا شفا یابد، شیطان در اینجا به وسوسه گرى مشغول شد، و آنقدر صحنه را در نظر او زینت داد تا آن مرد عابد به او تجاوز كرد! چیزى نگذشت كه معلوم شد آن زن باردار شده (و از آنجا كه گناه همیشه سرچشمه گناهان عظیمتر است ) زن را به قتل رسانید، و در گوشه اى از بیابان دفن كرد! 

برادرانش از این ماجرا با خبر شدند كه مرد عابد دست به چنین جنایت هولناكى زده ، این خبر در تمام شهر پیچید، و به گوش امیر رسید، او با گروهى از مردم حركت كرد تا از ماجرا با خبر شود، هنگامى كه جنایات عابد، مسلم شد او را از عبادتگاهش فروكشیدند، پس از اقرار به گناه دستور داد او را به دار بیاویزند، هنگامى كه بر بالاى چوبه دار قرار گرفت شیطان در نظرش مجسم شد، گفت : من بودم كه تو را به این روز افكندم ! و اگر آنچه را مى گویم اطاعت كنى موجبات نجات تو را فراهم خواهم كرد!عابد گفت چه كنم ؟ گفت : تنها یک سجده براى من كن كافى است ! عابد گفت: در این حالتى كه مى بینى توانائى ندارم شیطان گفت : اشاره اى كفایت مى كند، عابد با گوشه چشم ، یا با دست خود، اشاره اى كرد و سجده به شیطان آورد و در دم جان سپرد و كافر از دنیا رفت ! آرى چنین است سرانجام وسوسه هاى شیاطین، و منافقانى كه در خط آنها هستند.


قرآن در این رابطه میگوید :«كَمَثَلِ الشیْطنِ إِذْ قَالَ لِلانسنِ اكفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنى بَرِى ءٌ مِّنك إِنى أَخَاف اللَّهَ رَب الْعَلَمِینَ»1 ؛ (این منافقان ) در مثل مانند شیطان اند كه به انسان (همان برصیصاى عابد) گفت : به خدا كافر شو. پس از آن كه به دستور آن ملعون كافر شد، به او گفت : من از تو بیزارم . من از عذاب پروردگار عالمیان مى ترسم !