تلفن
بهش زنگ زدم
گفتم چیکار می کنی؟
- با دختر عمو اینجا نشستیم
- آخه پسر چرا دختر عموت رو آوردی خونه
- می خواستم بازی کنم ترسیدم چون تو خونه تنهام
- خونه رو بهم نریزین
- باشه بابا راستی شب کی میاین خونه
- ساعت ۹ شب
- مامان چی؟
- اون زودتر کارش تموم میشه احتمالا ۵ میاد
- بابا اگه میشه پولهای قلکم رو بگیر من پلی استیشن نمی خوام به جاش خونه بساز تو خونه خودمون زندگی کنیم
- باشه باباجون ببینم چی میشه. خونه رو بهم نریزین باشه
- باشه
- خداحافظ
-خداحافظ
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 10:6 توسط اوكاتي
|