با خود تصمیم گرفت به تنبلی‏‏های خود پایان دهد و بالاخره نگارش پایان نامه‏ اش را آغاز کند. ساعت 5/8 شب بود که چنین تصمیمی گرفت.
با خود اندیشید: از فردا صبح اول وقت شروع می‏کنیم. صبح شد. پنجشنبه 28 بهمن ماه. کاغذ و قلمش را مقابلش قرار داد و با تیتر درشت نوشت: �پایان نامه�
اما نوشتن همین دو واژه کافی بود که به یاد دانشکده و دوستانش بیفتد. خاطره‏هایی که دیگر چیزی به پایان آن نمانده بود. ثبت نام، حذف و اضافه. درس‏ها، اضطراب‏ها، امتحان‏ها و البته شیطنت‏‏ها.
یکباره چیزی به یادش آمد. صبح فردا (جمعه) برای حسن ختام دوران تلخ وشیرین دانشجویی، با بچه‏ها قرار گذاشته بود به کوه برود. ذهنش فوراً به کفشهایش منتقل شد. کفش‏هایی که با آن پاشنه‏های مهندسی! هرگز برای کوه پیمایی مناسب نبود.

او حتماً باید کفشی می‏خرید.
قلم و کاغذش را در جایی گذاشت که بیش از این بود.
بار دیگر با خود گفت: پنجشنبه، جمعه هم هیچی، یک دفعه از شنبه قول می‏دهم.
و این آخری را گفت تا وجدانش آسود‏ه‏تر گردد.
شنبه صبح بود، بیشتر استراحت کرده بود تا دردهای عضلانی‏اش که ناشی از کوه‏پیمایی دیروز بود کاهش یابد. اما بدنش همچنان خسته بود. عادت به کوه نداشت و صرفاً به شوق دوستان، بالاتر و بالاتر رفته بود.
آنچه مسلم بود اینکه خسته‏تر از آن بود که پایان نامه‏اش را شروع کند. حتی یادآوری‏اش هم ذهنش را می‏آزرد.
همانطور که دراز کشیده بود، تقویمی را که در مقابلش قرار داشت ورق می‏زد.
شنبه 30 بهمن. با خود گفت: از فردا شروع می‏کنم؛ دقیقاً اول اسفند.
و بدین ترتیب اسفند ماه هم سپری شد تا خرید تقویم سال بعد و شعار �سال نو، حرکت نو� بهانه ‏ای تازه باشد.

موانع دستیابی به موفقیت کدامند؟ و در حرکت انسان در مسیر رشد و کمال چه عواملی بازدارنده‏اند؟ اگر چه بخش عمده‏ای از انسانها، ریشه‏ها و علل ناکامی و شکست را صرفاً در موانع بیرونی جستجو می‏کنند و انگشت نشانه خود را به سمت مشکلات بیرونی نشانه گرفته‏اند اما تحقیقات نشان داده است که نقش بازدارندگی موانع درونی در مسیر پیشرفت به مراتب مهم‏تر و مؤثرتر است.
اما موانع درونی چیست؟ موانع درونی، همان صفات، ویژگی‏ها و عادات رفتاری منفی است که حرکت انسان را کُند، متوقف و یا حتی منحرف می‏سازد. صفاتی همچون لجبازی، انتقادناپذیری، حسد، غرور و تکبر، شتابزدگی در تصمیم و قضاوت و �
در این میان به جرأت می‏توان گفت از لحاظ شیوع و میزان ابتلای مردم، کمتر مانعی به اندازه اتلاف وقت، دردسرساز و مانع پیروزی است. از لحاظ آماری وقتی از افراد خواسته می‏شود تا به یک عادت رفتاری منفی خود اشاره کنند بیش از همه روی تنبلی و هدر دادن زمان دست گذاشته می‏شود. این نشان می‏دهد که همه ما کم و بیش تجربه این را داریم که با تنبلی دچار محرومیت و گرفتاری شده‏ایم. این ناگواریها گاهی جنبه شخصی دارد که مثلاً در امتحانی سستی کرده‏ایم و درس نخوانده‏ایم و نمره مورد نظر را نگرفته‏ایم و گاهی هم جنبه اجتماعی دارد که در قبال دیگری، در وظیفه و تعهدمان کوتاهی کرده‏ایم. حال این سؤال مطرح است که اساساً ریشه تنبلی چیست و چگونه می‏شود که انسانی با اراده و پرتلاش و دیگری سست‏اراده و تنبل می‏شود؟
چگونه است که افرادی در پیگیری اهداف و برنامه‏های خود بسیار باانگیزه و پرشور عمل می‏کنند و عده‏ای هم کمترین انگیزه‏ای برای شروع یا ادامه ندارند و اگر هم دارند خیلی زود فروکش می‏کند و سرد می‏شوند.
ما در این نوشته با بعضی از عوامل ایجادی این عادت رفتاری منفی اشاره می‏کنیم.


الف) الگوپذیری از والدین تنبل
اگر چه انسان در تمام دوران زندگی قابلیت آن را دارد که از دیگران تأثیر بپذیرد و الگو بگیرد اما این تأثیرپذیری از والدین اهمیت دیگری دارد. پدر و مادر اولین کسانی‏اند که کودک با آنها مواجه می‏شود و در ذهن آنها، والدین موجوداتی برتر هستند.
کودک که در سالهای اولیه زندگی به ضعف‏های خود پی می‏برد سعی می‏کند عملکردی مشابه والدین داشته باشد تا همچون آنها قدرتمند و بزرگ جلوه کند. این اثبات بزرگی و قدرتمندی ابتدا از رفتارهای ساده‏ای همچون پوشیدن کفش پدر و یا بدوش انداختن کیف مادر شروع می‏شود و آرام آرام به تقلید از رفتارهای جدی‏تر منجر می‏شود.
از طرفی بیشترین میزان امر و نهی و تشویق و تنبیه کودک، از جانب پدر و مادر است و اینها در اثر مجاورت طولانی، به شکل‏گیری ساختار ارزشی و رفتاری کودک منتهی می‏شود. بنابراین والدین تنبل، با رفتارهای خود، آموزش قوی و نسبتاً پایدار به فرزندانشان می‏دهند.
تصور کنید مادر، شستن ظرفهای شام را به فردا صبح موکول می‏کند تا سریال مورد علاقه‏اش را از تلویزیون تماشا کند. پدر آویزان کردن پرده‏های شسته شده را به فردا و پس‏فردا موکول می‏کند و صریحاً اعلام می‏کند که �الان حالشو ندارم� و کودک می‏بیند و می‏آموزد و رشد می‏کند.
تحقیقات نشان داده والدینی که اهل برنامه‏ریزی و دنبال کردن جدی اهداف هستند فرزندانی سخت‏کوش، فعال و بااراده دارند و در مقابل فرزندان مسئولیت‏گریز محصول والدینی هستند که کم و بیش آشکارا سستی و تنبلی می‏کنند.


ب) والدین فداکار
گروهی دیگر از والدین، از سر عدم آگاهی، دلسوزی‏های بی‏جا و حتی نگرانی از آسیب‏دیدگی فرزند، مسئولیت فردی او را به عهده می‏گیرند و خود عهده‏دار انجام تکالیف و وظایف او می‏شوند. چنین والدینی در حقیقت به تربیت فرزندانی تنبل و مسئولیت‏گریز مشغولند.
شاید من و شمایی که امروز تنبلی‏هایی را در خود می‏بینیم محصول همین والدین فوق العاده مهربان!! باشیم. به ما اجازه ندادند ظرفها را بشوئیم چون درس و امتحان داشته‏ایم، از ما نخواستند تا حیاط را جارو کنیم چون خسته می�شدیم و به ما اجازه دادند تا ده صبح بخوابیم چون شب قبل خیلی بازی کرده بودیم!


ج) تشویق‏های کاذب و توجه به لذتهای تنبلی:
قبل از بیان این مطلب، ابتدا لازم است ببینیم انگیزه چگونه ایجاد می‏شود و انسانهای موفق چگونه همیشه باانگیزه�اند. خیلی‏ها دوست دارند کار مفیدی را شروع کنند و یا رفتار بدی را ترک کنند اما شکایتشان این است که �من انگیزه ندارم� می‏گوید می‏خواهم سیگار را ترک کنم اما انگیزه ندارم. می‏خواهم صبح‏ها زودتر بیدار شوم، درس بخوانم اما انگیزه ندارم.
دقت کنید قبل از آن که خوبی، درستی یا مفید بودن یک عمل، محرک انجام آن از سوی ما باشد و یا بدی، نادرستی و مضربودن یک رفتار، مشوق ما در ترک آن باشد، این لذت و رنج است که عامل انگیزشی قوی محسوب می‏شود ما رفتاری را انجام می‏دهیم که از آن لذت می‏بریم و از هر آنچه مایه رنج و زحمت ما می‏شود پرهیز می‏کنیم.
مطمئن باشید یک فرد سیگاری قبل از آن که به درستی یا نادرستی سیگار فکر کند به لذت ناشی از کشیدن آن فکر می‏کند و این توجه به لذت استعمال سیگار، آن قدر ذهن او را پر می‏کند که مشتاقانه و حریصانه سیگاری را روشن می‏کند. بنده (نگارنده) عقیده دارم همه سیگاری‏ها لااقل به بخشی از آثار سوء مصرف سیگار واقفند اما توجه به لذت‏های مصرف آن مانع ترک سیگار می‏شود.
کسی که زیاد می‏خوابد و یا اوقات زیادی را صرف تماشای تلویزیون می‏کند بیش از آنکه به آثار سوء ناشی از اتلاف وقت توجه کند به لذت‏های ناشی از این رفتارها توجه دارد و همین، انگیزه او را در صبح زود بیدار شدن و یا کمتر تلویزیون نگاه کردن کور می‏کند.
در واقع هر وقت در ذهن انسان رنج یک رفتار بر لذت آن غلبه کند آن را ترک می‏کنیم و هرگاه لذت یک عمل بیش از رنج آن در ذهنمان باشد آن را انجام می‏دهیم.
یکی از ممهمترین عوامل تنبلی آن است که فرد تنبل به پاداش‏ها و لذت‏های ناشی از تنبلی فکر می‏کند و آن قدر در آن غوطه می‏خورد که به تنبلی کردن راغب می‏شود هرچند مضر و زیانبار است.


چند نکته در درمان تنبلی

1- هر روز و هر شب به آثار سوء تنبلی فکر کنید. به این بیندیشید که تا به امروز بابت سستی‏های خود چقدر زیان دیده‏اید، محروم شده‏اید و عقب افتاده‏اید. ذهن‏تان را انباشته از رنج‏های حاصل از تنبلی کنید. با خود فکر کنید اگر این تنبلی‏ها ادامه یابد، پنج سال بعد چه دستاوردی خواهید داشت؟ و چه موقعیت‏ها و فرصت‏های گران‏بهایی را از دست داده‏اید. هرچه بیشتر به رنج‏ها و خسارات ناشی از تنبلی فکر کنید، انگیزه شما برای فعالیت‏ بیشتر می‏شود.

2- هر روز و هر شب به آثار مثبت پشتکار و تلاش فکر کنید. به این بیندیشید که اگر تنبلی را کنار بگذارید و با همت و کوشش اهداف خود را پیگیری کنید، پنج سال بعد چه دستاوردهایی دارید. هرچه بیشتر به سرانجام کار و موفقیت‏ها، پیشرفت‏ها و لذت‏های ناشی از آن فکر کنید انگیزه برای شما برای تلاش بیشتر می‏شود.

3- الگو در زندگی انسان نقشسی انکارناپذیر دارد. با افراد فعال، با اراده، پرتلاش و با انگیزه، مجاورت و معاشرت جدی داشته باشید. به زودی می‏بینید که چگونه این روحیه جدی و پرکار، همچون انرژی فوق‏العاده‏ای در وجودتان جاری شده و میل به حرکت دارید!

4- یقین داشته باشید انسان را اطرافیان خود رنگ می‏گیرد و این تأثیرپذیری غیرمستقیم و تدیجی است با افراد تنبل، کم‏اراده و �باری به هر جهت� صمیمی نباشید. این افراد تنبلی را در ذهن شما خوشمزه و تلاش را در اندیشه‏تان رنج‏آور و ملال‏انگیز جلوه می‏دهند.

5- هدفهایی مورد علاقه داشته باشید. زندگی خود را در مسیری قرار دهید که به آن علاقه‏مندید هدفهای غیرمورد علاقه که صرفاً به خاطر توصیه این و آن انتخاب شود ناخودآگاه تمایل انسان را برای ادامه کار، کمرنگ می‏کند.

6- اگر کاری عقب‏مانده دارید نخواهید یکباره همه آن را با فشار انجام دهید. بلکه هر روز به بخش کوچکی از آن بپردازید. منتها فراموش نکنید که این کار باید مداوم و پیوسته باشد اینکه یکروز بخش قابل توجهی از این کار را بکنید و روز دیگر استراحت کنید. هرگز به درمان تنبلی شما منجر نمی‏شود. هر روز انجام دهید، هر چند مقدار آن کم باشد.

7- با دوستی موافق و همراه قرار بگذارید که کاری را پیش ببرید و مشوق هم باشید. یک دوست که پابه‏پای شما بیاید قطعاً یک کمک مؤثر است.

8- از به کاربردن جمله‏هایی همچون، حالشو ندارم! باشه برای بعداً کی حوصله شود دارد؟ آه از این درس! جداً پرهیز کنید. تأثیر کلام بر روحیه و رفتار انسان، فوق‏العاده مؤثر است.

9- با خودبگوئید که می‏توانید و لحظه لحظه اراده‏تان در انجام کارها و پیگیری اهدافتان بیشتر و بیشتر می‏شود. یادتان باشد که موفقیت از اصول بسیار ساده‏ای تبعیت می‏کند و شاید به خاطر همین سادگی آن را جدی نمی‏گیریم. به قول ژوزف مورفی �بزرگترین راز موفقیت این است که هیچ رازی در کار نیست�. فقط انجام دهید.

10- و روشن است که برای درمان هر ضعف روحی و اخلاقی باید از خدا کمک خواست و استمداد کرد و اگر به تلاش و همت شما بر بکارگیری آنچه خواندید، دعا و خواستن از خداوند ضمیمه شود مطمئن باشید کار به اوج خودش می‏رسد. در پایان به این اشاره می‏کنیم که در احادیث معتبر از معصومین علیهم السلام آمده که مداومت به خواندن سوره دهر (انسان) به افزایش اراده انسان کمک فوق‏العاده‏ای می‏کند. موفق باشید.