الان حالشو ندارم!

با خود تصمیم گرفت به تنبلیهای خود پایان دهد و بالاخره نگارش پایان نامه اش را آغاز کند. ساعت 5/8 شب بود که چنین تصمیمی گرفت.
با خود اندیشید: از فردا صبح اول وقت شروع میکنیم. صبح شد. پنجشنبه 28 بهمن ماه. کاغذ و قلمش را مقابلش قرار داد و با تیتر درشت نوشت: �پایان نامه�
اما نوشتن همین دو واژه کافی بود که به یاد دانشکده و دوستانش بیفتد. خاطرههایی که دیگر چیزی به پایان آن نمانده بود. ثبت نام، حذف و اضافه. درسها، اضطرابها، امتحانها و البته شیطنتها.
یکباره چیزی به یادش آمد. صبح فردا (جمعه) برای حسن ختام دوران تلخ وشیرین دانشجویی، با بچهها قرار گذاشته بود به کوه برود. ذهنش فوراً به کفشهایش منتقل شد. کفشهایی که با آن پاشنههای مهندسی! هرگز برای کوه پیمایی مناسب نبود.
او حتماً باید کفشی میخرید.
قلم و کاغذش را در جایی گذاشت که بیش از این بود.
بار دیگر با خود گفت: پنجشنبه، جمعه هم هیچی، یک دفعه از شنبه قول میدهم.
و این آخری را گفت تا وجدانش آسودهتر گردد.
شنبه صبح بود، بیشتر استراحت کرده بود تا دردهای عضلانیاش که ناشی از کوهپیمایی دیروز بود کاهش یابد. اما بدنش همچنان خسته بود. عادت به کوه نداشت و صرفاً به شوق دوستان، بالاتر و بالاتر رفته بود.
آنچه مسلم بود اینکه خستهتر از آن بود که پایان نامهاش را شروع کند. حتی یادآوریاش هم ذهنش را میآزرد.
همانطور که دراز کشیده بود، تقویمی را که در مقابلش قرار داشت ورق میزد.
شنبه 30 بهمن. با خود گفت: از فردا شروع میکنم؛ دقیقاً اول اسفند.
و بدین ترتیب اسفند ماه هم سپری شد تا خرید تقویم سال بعد و شعار �سال نو، حرکت نو� بهانه ای تازه باشد.
موانع دستیابی به موفقیت کدامند؟ و در حرکت انسان در مسیر رشد و کمال چه عواملی بازدارندهاند؟ اگر چه بخش عمدهای از انسانها، ریشهها و علل ناکامی و شکست را صرفاً در موانع بیرونی جستجو میکنند و انگشت نشانه خود را به سمت مشکلات بیرونی نشانه گرفتهاند اما تحقیقات نشان داده است که نقش بازدارندگی موانع درونی در مسیر پیشرفت به مراتب مهمتر و مؤثرتر است.
اما موانع درونی چیست؟ موانع درونی، همان صفات، ویژگیها و عادات رفتاری منفی است که حرکت انسان را کُند، متوقف و یا حتی منحرف میسازد. صفاتی همچون لجبازی، انتقادناپذیری، حسد، غرور و تکبر، شتابزدگی در تصمیم و قضاوت و �
در این میان به جرأت میتوان گفت از لحاظ شیوع و میزان ابتلای مردم، کمتر مانعی به اندازه اتلاف وقت، دردسرساز و مانع پیروزی است. از لحاظ آماری وقتی از افراد خواسته میشود تا به یک عادت رفتاری منفی خود اشاره کنند بیش از همه روی تنبلی و هدر دادن زمان دست گذاشته میشود. این نشان میدهد که همه ما کم و بیش تجربه این را داریم که با تنبلی دچار محرومیت و گرفتاری شدهایم. این ناگواریها گاهی جنبه شخصی دارد که مثلاً در امتحانی سستی کردهایم و درس نخواندهایم و نمره مورد نظر را نگرفتهایم و گاهی هم جنبه اجتماعی دارد که در قبال دیگری، در وظیفه و تعهدمان کوتاهی کردهایم. حال این سؤال مطرح است که اساساً ریشه تنبلی چیست و چگونه میشود که انسانی با اراده و پرتلاش و دیگری سستاراده و تنبل میشود؟
چگونه است که افرادی در پیگیری اهداف و برنامههای خود بسیار باانگیزه و پرشور عمل میکنند و عدهای هم کمترین انگیزهای برای شروع یا ادامه ندارند و اگر هم دارند خیلی زود فروکش میکند و سرد میشوند.
ما در این نوشته با بعضی از عوامل ایجادی این عادت رفتاری منفی اشاره میکنیم.
الف) الگوپذیری از والدین تنبل
اگر چه انسان در تمام دوران زندگی قابلیت آن را دارد که از دیگران تأثیر بپذیرد و الگو بگیرد اما این تأثیرپذیری از والدین اهمیت دیگری دارد. پدر و مادر اولین کسانیاند که کودک با آنها مواجه میشود و در ذهن آنها، والدین موجوداتی برتر هستند.
کودک که در سالهای اولیه زندگی به ضعفهای خود پی میبرد سعی میکند عملکردی مشابه والدین داشته باشد تا همچون آنها قدرتمند و بزرگ جلوه کند. این اثبات بزرگی و قدرتمندی ابتدا از رفتارهای سادهای همچون پوشیدن کفش پدر و یا بدوش انداختن کیف مادر شروع میشود و آرام آرام به تقلید از رفتارهای جدیتر منجر میشود.
از طرفی بیشترین میزان امر و نهی و تشویق و تنبیه کودک، از جانب پدر و مادر است و اینها در اثر مجاورت طولانی، به شکلگیری ساختار ارزشی و رفتاری کودک منتهی میشود. بنابراین والدین تنبل، با رفتارهای خود، آموزش قوی و نسبتاً پایدار به فرزندانشان میدهند.
تصور کنید مادر، شستن ظرفهای شام را به فردا صبح موکول میکند تا سریال مورد علاقهاش را از تلویزیون تماشا کند. پدر آویزان کردن پردههای شسته شده را به فردا و پسفردا موکول میکند و صریحاً اعلام میکند که �الان حالشو ندارم� و کودک میبیند و میآموزد و رشد میکند.
تحقیقات نشان داده والدینی که اهل برنامهریزی و دنبال کردن جدی اهداف هستند فرزندانی سختکوش، فعال و بااراده دارند و در مقابل فرزندان مسئولیتگریز محصول والدینی هستند که کم و بیش آشکارا سستی و تنبلی میکنند.
ب) والدین فداکار
گروهی دیگر از والدین، از سر عدم آگاهی، دلسوزیهای بیجا و حتی نگرانی از آسیبدیدگی فرزند، مسئولیت فردی او را به عهده میگیرند و خود عهدهدار انجام تکالیف و وظایف او میشوند. چنین والدینی در حقیقت به تربیت فرزندانی تنبل و مسئولیتگریز مشغولند.
شاید من و شمایی که امروز تنبلیهایی را در خود میبینیم محصول همین والدین فوق العاده مهربان!! باشیم. به ما اجازه ندادند ظرفها را بشوئیم چون درس و امتحان داشتهایم، از ما نخواستند تا حیاط را جارو کنیم چون خسته می�شدیم و به ما اجازه دادند تا ده صبح بخوابیم چون شب قبل خیلی بازی کرده بودیم!
ج) تشویقهای کاذب و توجه به لذتهای تنبلی:
قبل از بیان این مطلب، ابتدا لازم است ببینیم انگیزه چگونه ایجاد میشود و انسانهای موفق چگونه همیشه باانگیزه�اند. خیلیها دوست دارند کار مفیدی را شروع کنند و یا رفتار بدی را ترک کنند اما شکایتشان این است که �من انگیزه ندارم� میگوید میخواهم سیگار را ترک کنم اما انگیزه ندارم. میخواهم صبحها زودتر بیدار شوم، درس بخوانم اما انگیزه ندارم.
دقت کنید قبل از آن که خوبی، درستی یا مفید بودن یک عمل، محرک انجام آن از سوی ما باشد و یا بدی، نادرستی و مضربودن یک رفتار، مشوق ما در ترک آن باشد، این لذت و رنج است که عامل انگیزشی قوی محسوب میشود ما رفتاری را انجام میدهیم که از آن لذت میبریم و از هر آنچه مایه رنج و زحمت ما میشود پرهیز میکنیم.
مطمئن باشید یک فرد سیگاری قبل از آن که به درستی یا نادرستی سیگار فکر کند به لذت ناشی از کشیدن آن فکر میکند و این توجه به لذت استعمال سیگار، آن قدر ذهن او را پر میکند که مشتاقانه و حریصانه سیگاری را روشن میکند. بنده (نگارنده) عقیده دارم همه سیگاریها لااقل به بخشی از آثار سوء مصرف سیگار واقفند اما توجه به لذتهای مصرف آن مانع ترک سیگار میشود.
کسی که زیاد میخوابد و یا اوقات زیادی را صرف تماشای تلویزیون میکند بیش از آنکه به آثار سوء ناشی از اتلاف وقت توجه کند به لذتهای ناشی از این رفتارها توجه دارد و همین، انگیزه او را در صبح زود بیدار شدن و یا کمتر تلویزیون نگاه کردن کور میکند.
در واقع هر وقت در ذهن انسان رنج یک رفتار بر لذت آن غلبه کند آن را ترک میکنیم و هرگاه لذت یک عمل بیش از رنج آن در ذهنمان باشد آن را انجام میدهیم.
یکی از ممهمترین عوامل تنبلی آن است که فرد تنبل به پاداشها و لذتهای ناشی از تنبلی فکر میکند و آن قدر در آن غوطه میخورد که به تنبلی کردن راغب میشود هرچند مضر و زیانبار است.
چند نکته در درمان تنبلی
1- هر روز و هر شب به آثار سوء تنبلی فکر کنید. به این بیندیشید که تا به امروز بابت سستیهای خود چقدر زیان دیدهاید، محروم شدهاید و عقب افتادهاید. ذهنتان را انباشته از رنجهای حاصل از تنبلی کنید. با خود فکر کنید اگر این تنبلیها ادامه یابد، پنج سال بعد چه دستاوردی خواهید داشت؟ و چه موقعیتها و فرصتهای گرانبهایی را از دست دادهاید. هرچه بیشتر به رنجها و خسارات ناشی از تنبلی فکر کنید، انگیزه شما برای فعالیت بیشتر میشود.
2- هر روز و هر شب به آثار مثبت پشتکار و تلاش فکر کنید. به این بیندیشید که اگر تنبلی را کنار بگذارید و با همت و کوشش اهداف خود را پیگیری کنید، پنج سال بعد چه دستاوردهایی دارید. هرچه بیشتر به سرانجام کار و موفقیتها، پیشرفتها و لذتهای ناشی از آن فکر کنید انگیزه برای شما برای تلاش بیشتر میشود.
3- الگو در زندگی انسان نقشسی انکارناپذیر دارد. با افراد فعال، با اراده، پرتلاش و با انگیزه، مجاورت و معاشرت جدی داشته باشید. به زودی میبینید که چگونه این روحیه جدی و پرکار، همچون انرژی فوقالعادهای در وجودتان جاری شده و میل به حرکت دارید!
4- یقین داشته باشید انسان را اطرافیان خود رنگ میگیرد و این تأثیرپذیری غیرمستقیم و تدیجی است با افراد تنبل، کماراده و �باری به هر جهت� صمیمی نباشید. این افراد تنبلی را در ذهن شما خوشمزه و تلاش را در اندیشهتان رنجآور و ملالانگیز جلوه میدهند.
5- هدفهایی مورد علاقه داشته باشید. زندگی خود را در مسیری قرار دهید که به آن علاقهمندید هدفهای غیرمورد علاقه که صرفاً به خاطر توصیه این و آن انتخاب شود ناخودآگاه تمایل انسان را برای ادامه کار، کمرنگ میکند.
6- اگر کاری عقبمانده دارید نخواهید یکباره همه آن را با فشار انجام دهید. بلکه هر روز به بخش کوچکی از آن بپردازید. منتها فراموش نکنید که این کار باید مداوم و پیوسته باشد اینکه یکروز بخش قابل توجهی از این کار را بکنید و روز دیگر استراحت کنید. هرگز به درمان تنبلی شما منجر نمیشود. هر روز انجام دهید، هر چند مقدار آن کم باشد.
7- با دوستی موافق و همراه قرار بگذارید که کاری را پیش ببرید و مشوق هم باشید. یک دوست که پابهپای شما بیاید قطعاً یک کمک مؤثر است.
8- از به کاربردن جملههایی همچون، حالشو ندارم! باشه برای بعداً کی حوصله شود دارد؟ آه از این درس! جداً پرهیز کنید. تأثیر کلام بر روحیه و رفتار انسان، فوقالعاده مؤثر است.
9- با خودبگوئید که میتوانید و لحظه لحظه ارادهتان در انجام کارها و پیگیری اهدافتان بیشتر و بیشتر میشود. یادتان باشد که موفقیت از اصول بسیار سادهای تبعیت میکند و شاید به خاطر همین سادگی آن را جدی نمیگیریم. به قول ژوزف مورفی �بزرگترین راز موفقیت این است که هیچ رازی در کار نیست�. فقط انجام دهید.
10- و روشن است که برای درمان هر ضعف روحی و اخلاقی باید از خدا کمک خواست و استمداد کرد و اگر به تلاش و همت شما بر بکارگیری آنچه خواندید، دعا و خواستن از خداوند ضمیمه شود مطمئن باشید کار به اوج خودش میرسد. در پایان به این اشاره میکنیم که در احادیث معتبر از معصومین علیهم السلام آمده که مداومت به خواندن سوره دهر (انسان) به افزایش اراده انسان کمک فوقالعادهای میکند. موفق باشید.